«اسلام» و «حج» از پشت پنجره ارتباطات(1)
سه سال پيش، مثل چنين روزهايي که با رانت خبرنگاري (بخوانيد: خدا طلبيد!) بهعنوان خبرنگار روزنامه زائر رفتم حج، با دکتر مهدي محسنيان راد استاد نامآشناي ارتباطات مصاحبهاي کردم که برام خاطره شيريني شد از تجربه روزنامهنگاري. شنيده بودم دکتر محسنيان نظرات بديعي درباره حج داره که حاکي از يک نگاه ارتباطاتي به اين مقوله است. اجمالا بعضي از نظراتش رو شنيده بودم و همين، منو تشنه کرده بود. قبل از رفتن به مکه، درخواست مصاحبه کردم و البته طوري که خود ايشون هم بعدا ميگفت، ناز کرد و ما هم نازشو خريديم! گفت: بهشرطي مصاحبه ميکنم که بدونم بدون کم و کاست و تغيير چاپ بشه. ميدونيد که خيلي سخته چنين قولي رو قبل از يک مصاحبه به کسي بديد؛ اونم وقتي در موضوع مصاحبه، هيچ اثر يا نظري از مصاحبهشونده منتشر نشده و شما دقيقا نميدونيد که مصاحبهشونده چي ميخواد بگه. با کلي سعي بين صفاي آقاي محسنيان و مروه آقاي سردبير، بالاخره تونستم نيمچهقولي بدم و ايشون رو متقاعد به مصاحبه کنم. سرانجام يک روز بهاتفاق دوست و همدانشگاهي فهيم و باتجربهترم حبيبالله حبيبي فهيم رفتيم منزل دکتر محسنيان و مصاحبه رو گرفتيم. پياده کردن و تنظيم مصاحبه موند براي مکه. بماند که چقدر نگران بوديم مأموران سعودي توي فرودگاه حساس بشن و نوار مصاحبه رو ازم بگيرن. بالاخره اواسط ايام حج، يک شب تا صبح رو توي اتاق روزنامه زائر در مکه، نشستم پاي ضبط و کامپيوتر تا مصاحبه رو با وسواس پياده و تنظيم کردم. حالا تازه نگرانيم شروع شد. مصاحبه با کسي رو که کتاب مصاحبه نوشته، براش ايميل کردم و گفتم که پيشاپيش ميدونم سراسر اشکاله؛ اما اميدوارم اشکال اساسي نداشته باشه. چند ساعت بعد جواب ايميل رو دريافت کردم که: از مصاحبه و تنظيمش بسيار راضيام و فقط دو سه جمله را اينطوري بهتر ديدم. خستگي از تنم در رفت؛ خصوصا بعدها که بازتابهاي مصاحبه رو از اين طرف و اون طرف ديدم و شنيدم. متن مصاحبه رو که بعدها در سايت علوم ارتباطات ايران و چند وبلاگ هم منتشر شد، ببينيد:
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.