دو سه روز پيش وقتي به الطافي که اين چندماهه به ياسين مي‌شود فکر مي‌کردم، ذهنم رفت جاي سيبها؛ همان سيبهايي که از علامه گرفتم و دادم به آن خانم حامله‌اي که مي‌خواستم کسي نداند کيست!

- دي ۹۰ بود و ما خودمان را براي مهمترين اتفاق زندگيمان آماده مي‌کرديم. دکتر اجازه داده بود زايمان طبيعي انجام شود؛ اما...