سلام بر تو که نامت لقب مسیح بود
و نفست عیسوی
مردگان زمانت را زنده کردی
و هر گِلی که بر آن دمیدی، به پرواز درآمد
سلام بر تو که عصایت اژدهایی شد و سحر ساحران زمان را بلعید؛
آنگاه که هرچه در توان داشتند برای نابودی تو و امتت می آوردند
و ناگاه طوفان شنی سحر و ساحران را می بلعید
سلام بر تو که به سان ابراهیم، بت شکستی
بت اهریمنان دنیاپرست
و از آن مهمتر، بتهای جهل و ذلت و خرافه را
اگر نبود که خود را شاگرد کوچک مکتب محمد(ص) می خواندی،
به پیامبری ات ایمان می آوردم
اما آخر الزمان با وجود تو
نیازی به پیامبر نداشت
ای وارث خلیل و موسی و مسیح و محمد در پایانۀ تاریخ!
از میراث انبیا، فقط میراث یکی را کم داشتی!
کاش همچون نوح، دودمان مشرکان و منافقان را بر باد می دادی
و نسل هرکس که بر کشتی ات سوار نمی شد، بر می افتاد!
تو همان مصداق «علمای امت»ی هستی
که بافضیلت تر از «پیامبران بنی اسرائیل»اند
بر نسلهای بعد از خودم می بالم
که گیرم تو را درک نکردم، در زمان تو زیستم
و در هوایی که تو در آن می دمیدی نفس کشیدم
و در نبودنت عزا گرفتم!
سلام برتو ای عبد صالح خدا
و بر تو ای جانشین پیامبران در خلأ وحیانی آخرالزمان
سلام بر تو، و بر جانشین تو، و بر سربازان و فدائیانت