خوششانسترين مردم دنيا
مبعث، روز تولد اسلام است؛ روزي که خدا بزرگترين هديهاش را براي بشر جاهل و خودخواه فرستاد.
مدتي است يک مسئله ذهنم را مشغول کرده. اينکه از بين ميلياردها نفر، چرا ما؟ چرا فقط ما لايق آن بودهايم که هديه بزرگ خدا را دريافت کنیم؟ از بين هر پنج انسان کره خاکي، فقط يک نفر شانس آن را داشتهاند که اين چراغ را دريافت کنند. چراغي که اگر آن را هم نداشتيم، ديگر هيچ نداشتيم:
يا رسولالله
تمام سهم من از روشني همان نوريست
کـه از چـراغ شـــــما در اتــاق ميافتـد
اگر شک داشتم که اسلام، فروزندهترين است، شايد ميشد تفسير کرد که ما يکونيم ميليارد مسلمان شانس بيشتري از بقيه انسانها نداشتهايم. اما مگر ميشود شک داشت؟
براي آنکه بدانيم ما چقدر خوششانس بودهايم، فقط تورقي گذرا در تورات و انجيل و اوستا (همان اندکي که باقي مانده و همان قدر مشترکشان) کافي است. خزعبلاتي که ميلياردها نفر بهنام کتاب آسمانيشان ميخوانند، آنقدر گوياست که هر طفل دبستاني هم اگر بدون تعصب نگاه کند، بفهمد اينها کلام خدا و فرستادهاش نيست.
حسن رحيمپور چهارشنبهشب خاطره جالبي ميگفت: در یکی از شهرهای سوئيس پرسيديم شلوغترين ساعت کليسایتان کي است؟ همان ساعت رفتیم و ديديم تعداد کل حاضران ده-دوازده نفر نمیشود! پرسيديم فقط همينقدر!؟ گفتند بله؛ از وقتي که انجيل را برای مردم ترجمه کردهايم و فهمیدهاند تویش چیست، کمتر به کليسا ميآيند!!
اما قرآن. کسي هست که يک بار -فقط يک بار- ترجمه قرآن را بخواند و با کتابهاي ديگري که روزي آسماني بودند مقايسه کند، و نرسد به عظمت اين کتاب و پيامبر اُمّي درسناخواندهاش؟!
چقدر با اين صفت اُمّي براي پيامبر ارتباط برقرار ميکنم! اگر پيامبر ما اُمّي نبود، آنوقت "مدينه علم" بودنش پز نبود. آنوقت فخري نبود که قرآنش پر باشد از اين آيات و نشانههايي که بر دل ما تابيده.
بأبي أنت و امي و نفسي و اهلي و مالي يا رسول الله.
امشب بابا برايم شعري اس.ام.اس کردند از دکتر شِبلي شُمَيِّل -مسيحي سابق و ملحد امروز لبناني- که براي پيامبر اُمّي ما گفته:
إني و إن أکُ قدکفرت بدينه
هل أکفُرَنَّ بِمُحکم الاياتِ!؟
ببلاغة القرآن قدغلب النُهي
و بسيفه أنهي عن الهاماتِ
و شرايعُ لو أنهم عقلوا بها
ما قيد العمران بالعاداتِ
(ترجمه ضعيف من: گرچه من به دينش کافرم، اما آيا به نشانههاي روشن کتابش کافر باشم!؟ با بلاغت قرآن بر عقل چيره شد و با شمشير بلاغتش نگذاشت سري جدا شود. و احکامي که اگر مردم دربارهاش تعقل ميکردند، عادات و رسوم غلط دست و پاي آباداني و پيشرفت را نميگرفت!)
ياد نکتهاي ميافتم. اينکه معجزه پيامبر ما رسانه است. و محمد(ص) قرار است پيامبر عصر ارتباطات باشد. اگر معجزهاي جز اين -مانند معجزات موسي(ع) و عيسي(ع)- ميداشت، شايد حالا ما اينقدر سربلند نبوديم. اکنون که هزار و چهارصد سال از تولد اسلام گذشته، هنوز معجزه پيامبرش بهروزترين معجزه است.
آهـــاي مردم دنيا! ما چشممان به زنده شدن مردهاي نبود؛ به اژدها شدن عصايي نبود! محمد(ص) پيامبري براي هميشه است؛ تا اگر ده هزار سال هم بگذرد، براي آن روز معجزهاي دارد که فاسد نميشود!
کاش قدر معجزه پيامبرمان را ميدانستيم! کاش يک بار هم که شده، سنگيني آن سنگي را که به پيشاني پيامبر خورد، به جان ميخريديم!
دوست داشتم فرصت بود تا در چند شهد شيرين از اين معجزه که به فضل خدا چشيدهام، شما را هم شريک ميکردم.
ای عزيز دلها، اي شيرينترين و گواراترين شربت تاريخ بشريت، اي نازنين، اي دوستداشتنيترين، اي محمد! ما هرچه باشيم و هرچقدر روسياه، زمين و زمان گواهي ميدهد که مال تو ايم. تنها سرمايه ما تويي و عجب سرمايهاي!
ببخشيد آقا جان، اما ميگويند: مال بد، بيخ ريش صاحبش!
هرچه کني با ما، بکن! گوشمان را خواستي، بگير و بپیچ! ولي آخرش ما را براي خودت بردار و بگذار بمانيم براي خودت، يا رسولالله! اي زيباترين هديه خداوند بر بشريت جاهل و خودخواه!
روسياهمان نکن پيش پيروان گاو بنياسرائيل! بگذار بمانيم براي خودِ خودِ خودت! اي پدر!
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.