فرشیدی را استعفا کردند!
پریروز که خبر استعفای فرشیدی از وزارت آموزش و پرورش روی تلکسها آمد، یکی از همکاران به احسان جهاندیده ـ معاون سخنگوی دولت ـ زنگ زد که از او صحت و سقم ماجرا را جویا شود. احسان جهاندیده هم که از ماجرا خبر نداشت، گویا برای اینکه کم نیاورد، گفته بود: البته مدتی بود که آقای رئیسجمهور از عملکرد آقای فرشیدی ناراضی بودند و بهدنبال مدلی برای برکناریاش میگشتند! (اینجا فرق سخنگوی باتجربه با سخنگوی کمتجربه معلوم میشود)....
در هر صورت، آقای جهاندیده خیلی راحت لو داد که استعفای آقای فرشیدی زورکی بوده است. اما، حتی اگر این دلیل هم نبود، از صحبتهایی که آقایان فرشیدی و علیاحمدی در مراسم امروز تودیع و معارفهشان داشتند هم معلوم میشود که برای برکناری آقای فرشیدی، قالب استعفا برگزیده شده بود. مثلا آقای علیاحمدی میگفت: از یک ماه پیش به من گفتند که خودت را برای این مسئولیت آماده کن. یا آقای فرشیدی با لحنی جالب میگفت: خدا شاهد است که من الان برای آقای علیاحمدی آرزوی موفقیت میکنم!!
از این که بگذریم، فرشیدی انصافا جزو ضعيفترین (بهتوصيه ياسر فلاح، تعبير را عوض کردم) وزرای کابینه احمدینژاد بود و کاش زودتر از اینها او را استعفا میکردند! این را با یکی دو برخورد رودرو میشد فهمید.
قبل از مصاحبه مفصلی که شب دوازدهم اردیبهشت پارسال باهاش داشتم، آمارش و سبک و سیاق مدیریت و سیاسیکاریهایش را یکی از معلمان مدرسه معلم ـ مدرسهای که فرشیدی تا قبل از وزارتش رئیسش بود ـ به من داده بود. بنابراین کاملا مسلح به مصاحبه با آقای وزیر رفتم. حدود ساعت ۱۲ شب مصاحبه شروع شد با سؤالات گل و بلبلی که مقامات دوست دارند ازشان بپرسید. کمکم مصاحبه را بردم بهسمت سؤالات چالشی که مقامات اذیت میشوند موقع جواب دادنشان. یکی از این سؤالات، مربوط بود به خلف وعدهاش درباره ترک ریاست مدارس معلم پس از وزارت. اوائل، چون فکر میکرد سؤالات من مبتنی بر اطلاع دقیق نیست، از کنارش میگذشت. وقتی با اتکای به معلوماتی که نمیدانست دارم، تناقضها را یکییکی برایش رو کردم، ناگهان برافروخته شد و برخاست و رفت. مدیرکل روابط عمومیاش هم حالا به مددش آمده بود که مرا محکوم کند نمیبایست وارد حریم آقای وزیر میشدم.
بگذریم. محمود فرشیدی رفت. پیش از او مرتضی حاجی بود. حالا احتمالا علیرضا علیاحمدی وزیر خواهد شد. او هم خواهد رفت. کدامشان لایق وزارت آموزش و پرورشاند؟ کدامیک نالایق؟ هیچکدام از وزرا نتوانستهاند و نخواهند توانست آموزش و پرورش را سامان دهند؛ نهاینکه همه آنها نالایقاند؛ بلکه چون تابهحال هیچوقت اولویت بالادستیها، آموزش و پرورش نبوده است. چون تابهحال کسانی که آموزش و پرورش هم زیر دستشان محسوب میشود ـ دولت و مجلس را میگویم ـ باور نکردهاند که هرکاری بخواهند بکنند، باید از اینجا شروع کنند (حتي آقاي احمدينژاد که يکي از شعارهاي انتخاباتياش اولويت آموزش و پرورش بود).
مگر یک وزیر ـ هرچقدر هم توانمند باشد ـ چقدر قدرت و اختیار دارد برای مسئلهای با این ابعاد؟
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.