همين چند هفته پيش بود انگار که ويليام هيگ وزير خارجه انگليس مي‌گفت: ايران بايد مسيري را که در پيش گرفته تغيير دهد؛ وگرنه بايد به افزايش فشار بر ايران ادامه دهيم.

چشم آقاي هيگ! ايران مسير خود را عوض مي‌کند؛ مسير همکاري با دشمنان تاريخي‌اش را! نقطه شروعش، کاهش سطح روابط با دولت شماست. حالا آقاي دومنيک جان چيلکات سفير جديدتان، هنوز نيامده بايد برگردد. گرچه گفته بود علاقمند است با مردم ايران و فرهنگشان بيشتر آشنا شود، ولي حالا فقط در «کتابخانه‌هاي انگليس» مي‌تواند مردم ايران را بشناسد؛ مي‌تواند تاريخ را بخواند و بفهمد مردم ايران با دشمنان و بدخواهانشان چگونه رفتار کرده‌اند. مي‌تواند بخواند که ايراني‌ها راجع به انگليس چه ضرب‌المثلهايي دارند و واژه «انگليسي» در محاورات مردم ايران يعني فحش! مي‌تواند بفهمد که مردم ايران سالهاست منتظر چنين روزي بودند.

اولين قدم تغيير مسير همکاري و ارتباط با انگليس را نمايندگان مردم اين هفته برداشتند؛ با تصويب طرحي که به سفير انگليس فقط دو هفته مهلت مي‌دهد ايران را ترک کند و سفير ايران در انگليس را هم فرا مي‌خواند. اين طرح که رئيس مجلس آن را تازه آغاز راه خواند، فقط 4 مخالف داشت؛ در برابر هر 45 موافق، فقط يک مخالف. گرچه اين طرح، دو سه سالي در مجلس خاک مي‌خورد و هيئت رئيسه محترم صلاح نمي‌ديدند يا جرئتش را نداشتند آن را به صحن بياورند؛ شايد به‌خاطر....

بعضي خبرگزاري‌هاي دنيا مانند خبرگزاري فرانسه تصميم مجلس ايران را واکنش به تصميم انگليس براي قطع روابط مالي با ايران تفسير کردند؛ بي‌آنکه به سهم انگليس مبادلات خارجي ايران اشاره کنند؛ سهمي که يک‌چهارصدم مبادلات خارجي ايران است! حجم مبادلات تجاري بين ايران و انگليس 500 ميليون دلار است. اين رقم درباره کل اروپا 24 ميليارد دلار است؛ در حالي که ما 190 ميليارد دلار مبادلات داريم. به‌قول آقاي احمدي‌نژاد، "اصلا کلش قطع شود!"

مصوبه مجلس براي کاهش روابط با انگليس بلافاصله به تاييد شوراي نگهبان رسيد و ابلاغ شد. وزارت خارجه انگليس از اين تصميم ابراز تاسف کرد؛ اما نمي‌دانست که اتفاق ديگري در راه است؛ اتفاقي خارج از اراده مقامات ايران که «خشم» انگليس را به‌جاي تأسفش برمي‌انگيزد. روز سه‌شنبه دانشجويان ايراني که تعدادشان را سخنگوي وزارت خارجه انگليس قابل ملاحظه خواند، با شکستن سد امنيتي نيروهاي يگان ويژه انتظامي، وارد سفارت انگليس در تهران شدند؛ پرچم انگليس را به آتش کشيدند و شير سنگي سردر سفارت هم نتوانست از پرچم کشورش محفاظت کند!

معلوم نبود منشأ خشم دانشجويان چيست؟ تحميل قراردادهاي ننگين بر پادشاهان ايران؟ روي کار آوردن حاکمان مستبد؟ تحريم ايران در برابر ملي شدن نفت؟ کودتاي 28 مرداد در برابر مردم؟ تامين مالي و تسليحاتي دشمن ايران در جنگ هشت‌ساله؟ مقابله با پيشرفت ايران در فناوري هسته‌اي؟ يا توهينهاي سايمون گس سفير سابق انگليس؟ (راستي اگر نمايندگان مجلس و آقايان وزارت خارجه هم کمي بيشتر غيرت داشتند، بايد قطع رابطه با انگليس را زماني کليد مي‌زدند که سفير رسمي انگليس در ايران، عليه کشور ميزبانش نوشت!)

ديده شدن عکس شهيد دکتر شهرياري دانشمند هسته‌اي ايران در دستان دانشجويان معترض هم مي‌توانست انگيزه آنها را نشان دهد.

خشم دانشجويان از هر چيزي بود، ديپلماتهاي داخل سفارت از در پشتي فرار کردند. اما همزمان، ديپلماتهاي انگليسي باغ قلهک نتوانستند از دست تعداد ديگري از دانشجويان در جاي ديگري از تهران فرار کنند. نيروي انتظامي اين ديپلماتها را از دانشجويان پس گرفت. اما وزارت خارجه انگليس به اتباع اين کشور در ايران توصيه کرد از خانه‌هايشان خارج نشوند و کاري نکنند که جلب توجه کند.

حتي اگر اتباع انگليسي ساکن در ايران کاري نکنند که جلب توجه کند، سياستهاي جزيره انگليس سالهاست که براي مردم ايران و جهان جلب توجه مي‌کند.

 

پي‌نوشت۱: اقدام دانشجويان ايراني -فارغ از درست بودن يا نبودنش- فرصت خوبي براي زنده کردن ماجراي اشغال سفارت ايران در انگليس (سال ۵۸) است که دو ديپلمات ايراني هم در آن کشته شدند و بعدها روشن شد پليس انگليس هم در جريان برنامه حمله بوده؛ اما جلوگيري نکرده بود.

پي‌نوشت۲: متن بالا را براي برنامه اين هفته گزارش هفتگي نوشته بودم. اما براي وبلاگم کمي تغييرش دادم. علت رسمي بودن نسبي متن، اين است که براي تلويزيون نوشته شده!