حج کج از دوبي سر در ميآورد!
"لبيک، اللهم لبيک." اين، تکبيرةالاحرام و نقطه شروع مناسک حج است. لبيک يعني "بله قربان". يعني "چشم". با اين جمله است که حاجي محرم ميشود و آزمون بندگياش را شروع ميکند؛ آزمون بندگي يعني محک زدن اينکه بنده خداست يا بنده نفس. بنده خدا نميتواند طواف را يک دور کم و زياد کند يا مناسک را يک روز زودتر و ديرتر بهجا بياورد.
اما آزمون بندگي فقط به اينها نيست. آزمون بندگي با سوغات و وليمه تمام ميشود. وليمه و سوغات، از مستحبات حج است. اما بنده خدا و بنده نفس، وليمه و سوغات حجشان هم باهم فرق دارد.
ميشود بهنام خدا حج رفت و سفره وليمهاش را بهجاي خانه و مسجد و حسينيه، در هتل "صحرا" گرفت؟! ميشود با سفره رنگارنگي بهنام "وليمه"، فقط شکمهاي سير را سيرتر کرد؟! ميشود سر سفرهاي که بهنام "دين" پهن شده، گرسنگان بينوا نباشند؟! کسي که چنين حج ميرود، کج ميرود. چه اشکالي دارد که بخشي از هزينههاي وليمه و سوغات حجاج، به سيلزدهاي در پاکستان برسد يا بيگناهي را از بند زندان برهاند؟
اگر حج برويم و کج نرويم، ميشويم حاجي. وگرنه حجي که کج برود، از دوبي سر در ميآورد!
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.