22 سال و 2 ماه از انتشار کتاب "آيات شيطاني" در انگليس مي‌گذرد؛ کتابي که سرنوشت نويسنده‌اش را تغيير داد و مجبورش کرد براي حفظ جانش به ساعتها مخفي شدن در کمد ديواري قفل‌شده هم تن بدهد. اعتراضات به محتواي توهين‌آميز اين کتاب، بزودي همه‌جاي دنيا _ازجمله خود انگليس_ را فرا گرفت. ظرف چهار ماه کار به تظاهرات خونبار در هند و پاکستان رسيد که هفت کشته داد.

صبح چهارشنبه بيست و ششم بهمن 67 راديو سراسري ايران با پخش غيرمنتظره نواي قرآن عبدالباسط، رنگ و بوي عزا گرفت. پيام امام خميني که با "انا لله" شروع مي‌شد،‌ تاريخ را عوض کرد. پيام امام اعدام نويسنده کتاب "آيات شيطاني" و ناشرين مطلع از محتواي آن را بر هر مسلماني حکم مي‌کرد و مي‌گفت اگر کسي در اين راه کشته شود،‌ شهيد است. اطلاعيه چهار روز بعد دفتر امام،‌ قاطعانه‌تر بود: اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند و زاهد زمان هم بشود، اعدامش واجب است.

از آن روز بود که پليس انگليس حفاظت از سلمان رشدي را در مکانهاي نامعلومي به‌عهده گرفت؛ حفاظت پرخرجي که تا سالي 10 ميليون پوند بر گردن مردم انگليس هزينه مي‌گذاشت و صداي شاهزاده چارلز _وليعهد انگليس_ را هم درآورد؛ آنگاه که گفت: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات‌دهندگان انگليسي است. همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز" و شرکت هواپيمايي "اير کانادا" حضور سلمان رشدي را در هواپيماهاي خود ممنوع کردند.

با اين حال، دست پليس انگليس از ايتاليا و ژاپن و نروژ و کشورهاي ديگر کوتاه بود. فتواي امام به آن سوي کره خاکي هم نفوذ کرد. مترجم ژاپني "آيات شيطاني" و ناشر نروژي اين کتاب،‌ به قتل رسيدند و چند نفر ديگر هم تا سرحد مرگ رفتند. در همان روزها بود که سلمان رشدي ظرف 20 روز 13 بار محل اختفاي خود را عوض کرد. و در همان شش ماه اول بود که مصطفي مازح لبناني در راه اجراي حکم اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد؛ بدون آنکه پليس يا رسانه‌هاي انگليسي صدايش را درآورند. مصطفي مازح که در هتل محل اقامت سلمان رشدي به شهادت رسيد،‌ دو ماه از رحلت صادرکننده فتواي ارتداد مي‌گذشت.

بعد از گذشت 15 سال، دومين رهبر جمهوري اسلامي هم در پيامي به حجاج سال 83، دوباره بر ارتداد و مهدورالدم بودن سلمان رشدي صحه گذاشت. در اين سالها، نه‌تنها همسر اول رشدي، بلکه سه همسر بعدي‌اش هم نتوانستند شرايط سخت زندگي امنيتي با او را تحمل کنند. "پادما لاکشمي" چهارمين همسر رشدي تير همين سه سال پيش طلاق گرفت؛ چند هفته پس از آنکه ملکه انگليس به سلمان رشدي نشان شواليه داد و موج جديدي از تهديدها و اعلاميه‌هاي وحشتناک به‌گفته همسر چهارم رشدي شروع شد.

ملکه انگليس وقتي به رشدي نشان شواليه مي‌داد، به او لقب "سر" داد؛ يعني "عاليجناب"؛ لقبي که مصاحبه چند روز پيش بي‌بي‌سي فارسي هم با آن آغاز شد و خبرنگار گمنام بي‌بي‌سي فارسي آن را براي مهمان عزيزشان به کار برد.

اينکه بي‌بي‌سي فارسي با اين مصاحبه چه هدفي را دنبال مي‌کند، فهمش خيلي سخت نيست؛ مصاحبه‌اي که ظاهرا براي معرفي کتاب جديد رشدي صورت مي‌گيرد و در ذيل برنامه‌هاي فرهنگي-هنري! اين هم که مصاحبه با بزرگترين توهين‌کننده به پيامبر اسلام، چه احساسي را در اذهان يک و نيم ميليارد مسلمان به وجود مي‌آورد، چندان نياز به تحقيق و تفحص ندارد؛ ولي گردانندگان بي‌بي‌سي فارسي اينجا لازم است خودشان را به کوچه "علي‌چپ" بزنند.

يادم مي‌آيد بعد از سخنراني امسال آقاي احمدي‌نژاد در سازمان ملل، خبرنگاران بي‌بي‌سي فارسي مي‌گفتند رئيس‌جمهور ايران بدون توجه به احساسات مردم آمريکا، حادثه يازدهم سپتامبر را به دولت آمريکا نسبت داده است؛ و حال‌آنکه احمدي‌نژاد احتمال دست داشتن بخشي از دولت آمريکا را به‌عنوان يک فرضيه -آنهم در کنار فرضيات ديگر- مطرح کرده بود.

بي‌بي‌سي فارسي در برنامه‌اي با رشدي گفتگو مي‌کند که ظاهرا ماهيت سياسي ندارد. او به‌عنوان يک نويسنده و براي معرفي کتاب جديدش با بي‌بي‌سي فارسي گفتگو مي‌کند. خبرنگار در ضمن سؤالاتش، اشاره‌اي هم به کتاب "آيات شيطاني" مي‌کند و به فتواي امام درباره ارتداد او. خبرنگار بي‌طرف، آن دوران را دوران "تعصب" مي‌خواند. و مي‌گويد: "ايران در اواخر دهه ۹۰ از فتواي امام عقب‌نشيني کرد. از آن زمان تاکنون آيا زندگي شما به حال عادي برگشته؟"

پاسخ سلمان رشدي به سؤال خبرنگار، شنيدني‌تر است: "بله؛ کاملا. آن دوران از سال ۹۸ تمام شده و من الان فقط توي مصاحبه‌ها يادش مي‌افتم. زندگي من کاملا عادي است". او لابلاي صحبتهايش مجبور مي‌شود دو-سه بار آب دهانش را قورت دهد؛ طوري که صدا در ميکروفون بي‌بي‌سي مي‌پيچد! سلمان رشدي اينها را در مصاحبه‌اي ضبط‌شده گفت. معلوم نيست اگر در استوديوي زنده تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي حاضر مي‌شد،‌ پليس انگليس قادر به حفاظت از جانش بود يا نه. براي دروغ بودن ادعاي او دلايل زياد هست. يکيش اينکه چهارمين همسر سلمان رشدي که همين سه سال پيش طلاق گرفت، در بيان علت جدا شدنش گفته بود: حريم خصوصي رشدي هم امن نيست!

دنياي سلمان رشدي پر از تناقضات است. رون ايوانز محافظ شخصي سابق سلمان رشدي دو سال پيش کتاب خاطراتي منتشر کرد با نام "در خدمت ارباب‌خانم"! او در اين کتاب آورده: "سلمان رشدي در ازاي پرداخت اضافه‌کاري از جيب خودش، از ما مي‌خواست شبها در خانه‌اش بمانيم و مواظبش باشيم. اما ما گاهي مجبور مي‌شديم او را داخل کمد ديواري پنهان کنيم، در کمد را قفل کنيم و کليدش را با خود ببريم!" او همينطور رشدي را بيمار و ناهنجار خوانده. سلمان رشدي _که انتشار کتابي موهن به پيامبر اسلام را براساس آزادي بيان جايز مي‌شمرد_ اين بار از انتشارات "جان بليک" خواست که کتاب محافظ شخصي سابقش به هيچ وجه منتشر نشود تا به‌گفته او دروغهاي برخاسته از ذهن بيمار افسر بازنشسته پليس انگليس درون جامعه جاري نشود. دادگاه انگليس، رون ايوانز را به‌خاطر کتاب جنجالي‌اش مجبور به پرداخت غرامت کرد؛ دادگاه کشوري که براي کتاب "آيات شيطاني" حتي حاضر به عذرخواهي از مسلمانان نشد.

 

پي‌نوشت: آنچه خوانديد، مدل بلاگيزه‌شده گزارش چند روز پيش من است که از پيک بامدادي پخش شد.