در استان هرمزگان، دهها هزار نفر از مردم، تقريبا هميشه تشنه‌اند. مشکل اينجا از خشکسالي زراعت فراتر رفته و تا گلوي مردم را هم خشک کرده است.

تنها راه درک بي‌آبي شايد اين باشد که يک هفته از تابستان را مثلا در روستاي کرگان شهرستان ميناب در شرق هرمزگان، يا در روستاي گريشه بخش شيبکوه بندر چارک در غرب هرمزگان بگذرانيد. اگر مقام دولتي هستيد، مرخصي بگيريد و اگر نماينده مجلسيد، تعطيلات تابستاني فرصت خوبي است.

مشکل آب مردم شرق و غرب هرمزگان اگرچه روزبه‌روز بيشتر شده، ولي مال امروز و ديروز نيست. وعده‌هاي دولتمردان براي حل اين مشکل هم گرچه روزبه‌روز بيشتر مي‌شود، مال امروز و ديروز نيست. مردم بندرلنگه و بستک خاطره سخنراني رئيس دولت هفتم را هم به‌خاطر دارند که سيزده سال پيش گفته بود آرزوي ديرينه آنها محقق شده است(1). آرزوي داشتن آب سالم، اما هنوز هم بر دل بعضي از مردم غرب هرمزگان مانده و هنوز هم بزرگترين گرفتاري روزمره، تقلا براي گير آوردن جرعه‌اي آب است؛ تقلاي گراني که تا ماهي 150 هزار تومان براي يک خانواده روستايي تمام مي‌شود و شايد به‌قيمت سلامتشان (نوار مصاحبه مردم):

* الان خدا شاهده که در عرض سي روز آب مياد؛ اونم بعضي محله‌ها که کنار تپه مي‌نشينن و بالاتر مي‌نشينن، دو ماه يک بار هم آب بهشون نمي‌رسه! بارون بياد، چند تا آب‌انبار درست کردن _اونم خيرانديشا_ ما از اون آبها حقيقتش مي‌خوريم. که حتي اينم اگه کنترل نکنيم، از دست مي‌ر‌ه و حتي آب شرب هم نداريم.

* آب آشاميدني براي شرب نداريم. کلا سخته براي زندگي کردن اينجا.

* مشکل به اون حد رسيده که اصلا آب مصرفي نداريم. کلا الان ما از برکه استفاده مي‌کنيم _آب‌انبار به‌حساب_ که الان کلا خاليه. يعني از قسمت غربي بخش شيبکوه اصلا کلا آب مصرفي الان ندارن. بعضيا از همون شير برداشت آب ميارن که خيلي هم گرون در مي‌آد.

چقدر مثلا؟

مثلا الان تانک 5 متري _5000 ليتري به‌حساب_ دور و بر 30 تومن در مي‌آد؛ سي هزار تومن.

که مصرف مثلا چقده؟

براي خانوارهاي کوچيک _من مثلا خودم رو حساب بکنم که شش نفریم_ يک هفته مي‌مونه.

خب اينجوري يعني مثلا مصرف آب يک خانواده شش نفري ماهي 120 هزار تومن مي‌شه!؟

بله بله، براي شش نفر بله؛ ماهي 120 تومن مي‌شه.

چقدر از مردم مي‌تونن تانک بيارن؟

والا چي بگم!؟ حالا مثلا روستاي خودمون _گريشه_ تقريبا دور و بر 200 تا 250 نفر جمعيتشه. اينا شايد بگم مثلا 20 نفرشون مي‌تونن بيارن. يعني حالا اوني که مجبوره ديگه بالاخره... يعني بايد هر طور باشه از يه چيزاي ديگه کم بکنه، براي آب بذاره 

خب پس اين خانواده هايي که بضاعت ندارن ماهي 120 - 150 هزار تومن پول آب بدن چکار مي کنن؟!

بالاجبار هم که شده، يک تانک مثلا ميارن، به جاي اينکه يک هفته مصرف بکنن، مثلا مصرفش مي کنن توي بيست روز. يا مثلا مي رن با همون دبه 20 ليتري، روي موتور ميارن. 25 دقيقه تا نيم ساعت موتور ميره تا اونجا. مي ره دو تا آب شيرين تصفيه مي خره و مياره.

اونوقت شغل و درآمد مردم اونجا چقدرشون به آب بستگي داره؟

منطقه ما _اکثرا_ مردم دامدارن. توي اين دو سه سال هم چاهها آبش خراب شده، هم ديگه دامهاشون کلا تلف شده. (پایان مصاحبه مردمی)

سيدعلي ميرخليلي نماينده مردم شرق هرمزگان مي‌گويد: بحران بي‌آبي، بعضي موکلانش را به آنجا کشانده که از آب زائد کولر گازي مي‌آشامند! اين، همان روشي است که برخي موکلان احمد جباري نماينده مردم غرب هرمزگان هم براي تر کردن گلويشان يافته‌اند (نوار مصاحبه آقای جباری):

وقتي که ميري توي خونه روستائيان بخش شيبکوه يا بخش مرکزي لنگه، بهترين چيزي که ميتونن از شما پذيرايي کنن، شايد بطريهاي آب معدني باشه که با قيمت خيلي گزاف خريداري ميکنن از مناطق مختلف. حتي آبهايي که ما تصور يک درصدش رو هم نميکنيم که بهداشتيه، اينا دارن مصرف ميکنن.

مثال مي زنيد از اين آبهاي غيربهداشتي؟

بله، بعضا آبهايي از کولر گازي به جهت رطوبت مياد بيرون؛ مثل آب مقطره. مردم زيرش يه سطلي چيزي ميذارن، اون آب جمع مي شه و مردم مصرفش مي کنن. اصلا آبهاي لب شور مي گيرن، مي جوشونن و استفاده مي کنن؛ ما ديده ايم توي مناطق.

خب تا حالا هيچ دولتي هيچ مصوبه اي اصلا نداشته براي رفع مشکل آب مردم اونجا!؟

مصوباتي بود درباره آبرساني. اما متاسفانه نمي دونم چي مي شه. مثلا نمونه ش _ما داشتيم_ انتقال آب خط «محرم» به شهرستان بندرلنگه. اين پروژه هجده سال - نوزده سال به درازا کشيده شده. خيلي بهش توجه نمي شه.

دولت نهم و دهم چطور؟

ببينيد، جدا آقاي رئيس جمهور داره زحمت مي کشه. دولت مياد يه مصوبه اي انجام مي ده، ولي اين مصوبه متاسفانه بعدا خيلي از طريق دستگاهها و وزارتخونه ها يا دستگاههاي محلي بهش توجه نمي شه. انتقال آب از منطقه (مفهوم نيست) به بخش مرکزي شهرستان بستک، توي دهه فجر سال گذشته ما رفتيم با حضور استاندار به بهره برداري رسيد. اصلا شيرش رو باز کرديم. ولي هيچ روستايي از اين آب هنوز بهره مند نشده؛ هيچ روستايي!

کجا ميره پس؟!!

من نمي دونم! آب توي لوله مونده همينجور! دوستان ميگن ما اعتباري که بخواهيم انتقال خطوط بديم، ندارم! خب هم در لايحه بودجه، هم در اعتبارات استاني اعتباري گذاشته شد در اين راستا. اعتبارات ويژه خشکسالي رو سال گذشته مجلس تصويب کرد. خب به کشاورزا هم که ندادن. گفتن ما مي خوايم براي بحث آبرساني استفاده کنيم. يه وقت مي بينين چهار تا پنج تا روستا به جهت 500 متر _به جهت 500 متر!_ انتقال خطوط بي آبن! يا به جهت يک کيلومتر، دو کيلومتر! خب به هر حال يه تدابيري بايد براي اينها انديشيده بشه. اگه انتقال خطوط نيست، خب تانکرهاي آبفا برن آب بدن؛ يا در خونه ها يا توي منبع ها، مردم برن براي خودشون بگيرن. خب ما توي هر روستايي مي ريم، دو تا مشکل دارن: بيکاري، بي آبي! (پایان مصاحبه آقای جباری)

اگر بي‌آبي، آنچنان که دامن بعضي اهالي هرمزگان را گرفته گريبانگير مردم پايتخت شود، و اگر هيچ راهي باقي نماند، بعيد نيست که انتقال آب از رود نيل هم در دستور کار قرار بگيرد! ولي براي رفع تشنگي مردم هرمزگان، لازم نیست از نیل آب بیاورید!

 

پی‌نوشت1: کاش می‌شد توی گزارشم بیشتر راجع به این قسمت توضیح بدهم. بگویم که زمانه چقدر عوض شده و بعضی‌ها چقدر فراموشکارند. بگویم که الان بعد از گذشت 13 سال هنوز کسی نمی‌پرسد که آقای خاتمی چرا طرحی که شما خبر افتتاحش را دادی و مردم بندرلنگه برایت سوت و کف زدند، هنوز به بهره‌برداری نرسیده است!؟ و بگویم که این فقط احمدی‌نژاد است که برای هر اشتباهش هزاران قلم به کار می‌افتد تا مفتضحش کند!