رفتگرها مهمترند يا خبرنگارها؟ پاسخ اين سؤال شايد قدري مشکل باشد. اما پاسخ اين يکي چطور که: اگر همه رفتگرها و همه خبرنگارها سه روز اعتصاب کنند، نتيجه اعتصاب کدام دسته اعصابتان را بيشتر به هم مي‌ريزد؟! گرچه شايد اين، دليلي براي اهميت بيشتر نباشد، ولي حتي نتوانسته توجهات به هر دو شغل را کمي نزديک به هم کند.

مثلا از آمار مرگ و مير خبرنگاراني که به‌خاطر شغلشان جان مي‌بازند، اطلاعات دقيق و آمارهاي متنوعي وجود دارد. جستجويي ساده در اينترنت به شما مي‌گويد که مثلا در پنج سال گذشته دقيقا چند خبرنگار در عراق و الجزاير و بنگلادش و کلمبيا جان باخته‌اند. براي نشان دادن اين آمار، نمودارهاي زيادي هم ترسيم شده که کشته شدن خبرنگاران را در کشورهاي مختلف يا سالهاي مختلف مقايسه مي‌کند. اما نمودار که نه؛ چه کسي مي‌داند سالي چند رفتگر در تهران به‌خاطر شغلشان جان مي‌بازند؟

حداقل خدمت رفتگران به خبرنگاران، رفت و روب معابري است که خبرنگاران در آن به‌دنبال سوژه‌هاي خبريشان مي‌روند. ولي آيا خبرنگاري تا به حال آمار مرگ و مير رفتگران را سوژه کرده است؟ جستجوي اينترنتي اين را نشان نمي‌دهد.

تنها نقلي که آنهم از يک مقام سابق معاونت خدمات شهري شهرداري تهران وجود دارد، اين است که آمار کشته شدن رفتگران را نمي‌دانم؛ اما زياد نيست.

با اينکه از نيمه دوم سال 86 با مکانيزه شدن نظافت بزرگراهها، سپردن اين کار به رفتگران ممنوع شد، ولي اين ممنوعيت گويا تداوم نيافته است. سحرگاهان اين شبها اگر گشتي در بزرگراههاي تهران بزنيد، رفتگراني را خواهيد ديد که به باند سرعت آمده‌اند و رد چرخهاي خودروهاي قيمتي را گاهي به قيمت خونشان جارو مي‌کنند.

 

پي‌نوشت: برخورد کاميون با رفتگر شهرداري تهران، به مرگ رفتگر جوان انجاميد. اين حادثه که در خروجي بزرگراه شهيد باکري به همت شرق رخ داد، ساعت 5:16 بامداد ديروز به سامانه 125 آتش‌نشاني گزارش شد. اين بهانه گفتار امروزم از پيک بامدادي بود.