حدود دو ساعت پیش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان زنگ زد و گفت که با وزیر تعاون قرار مصاحبه دارد. پرسید: سؤالی ندارید؟ گفتم: چرا؛ البته اگر بپرسی.

 

مدتی بود که می‌دیدم وزیر محترم تعاون اینجا و آنجا دکتر خطاب می‌شود و ایشان هم به روی خودش نمی‌آورد که آنچه به‌عنوان مدرک دکترا دارد، مربوط به همان مؤسسه غیرقانونی هاوایی است؛ با ماجراهایی که می‌دانید. مؤسسه هاوایی که صاحب کاسبش آن را دانشگاه خوانده بود، بعد از آنکه به چند هزار آدم عادی و دهها آدم غیرعادی (بخوانید مقام مسئول!) کاغذهایی داد، غیرقانونی شناخته و تعطیل شد.

 

در بین مقامهای مسئولی که برای موجه‌تر کردن وجهه مدیریتی خود به کاغذهای مؤسسه هاوایی هم دلخوش بودند، بعضی‌ها مثل مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی و عباسعلی علیزاده رئیس کل سابق دادگستری استان تهران، سرشناس‌تر بودند و برخی مانند محمد عباسی وزیر فعلی تعاون، بعدا سرشناس شدند. البته بعد از اینکه وزارت علوم، هاوایی را نادانشگاه و مدارکش را نامعتبر اعلام کرد، عباسعلی علیزاده در جمع خبرنگاران اذعان کرد که از این مؤسسه مدرک گرفته است و حالا مدرکش اعتباری ندارد. وزیر فعلی تعاون اما گویا از این مسئله ابا دارد. پارسال همین روزها که محمد عباسی از همکارانش در مجلس هفتم رأی اعتماد گرفت، به‌عنوان خبرنگار پارلمانی در مجلس بودم. چند دقیقه بعد از وزیر شدن آقای عباسی، دیدم برخی از دوستان ایشان، دکتر خطابش می‌کنند. من که در جریان مدرک دکترای ایشان بودم، کنجکاو شدم ببینم آیا به این مسئله حساسیتی نشان می‌دهد؟ وقتی واکنشی ندیدم، شک برم داشت. احتیاطا پرسیدم «آقای وزیر! مدرک دکترای شما از کدام دانشگاه است؟» پاسخ سربالا و بیربطش خاطرم را جمع کرد که اشتباه نکرده‌ام. هرچه تلاش کردم، آقای عباسی نتوانست خودش را قانع کند مانند رئیس کل سابق دادگستری استان تهران، اذعان کند مدرک دکترایش معتبر نیست.

 

وقتی با گذشت نزدیک یک سال، محمد عباسی هنوز همه‌جا دکتر خوانده می‌شود، به نظر می‌رسد هنوز هم تلاشها برای اینکه ایشان به این مسئله اذعان کند، بی‌فایده است!

 

پ.ن: در خبری رسمی بهنقل از روابط عمومی وزارت فخیمه هم دیدم که عنوان دکتر پیشکش آقای وزیر شده است. اگر ذره‌ای هم شک داشتم که در این عنوان‌سازی، خود آقای عباسی نقشی ندارد، حالا شکی ندارم. (این پی‌نوشت هفتم آبان اضافه شد)