"خواص و عوام" در کلام رهبري
اين، هفتمين بار در هفت ماه گذشته است که رهبر انقلاب در سخنانشان پاي خواص را به ميان ميکشند؛ گرچه سابقه بحث خواص و عوام در سخنان رهبري، به سيزده سال پيش برميگردد؛ خرداد 75. تقريبا همه سخنان آيتالله خامنهاي در جمع فرماندهان لشگر 27 محمد رسولالله مسئله خواص و عوام بود. آنجا، خواص را چه در جبهه حق و چه در جبهه باطل، "افراد صاحب فهم" تعريف کردند و عوام را "افراد دنبالهرو". رهبر انقلاب در اين سخنراني گفتند که خواص و عوام بودن، نه ربطي به لباس دارد، نه به تحصيلات و نه به موقعيت. مثالي هم زدند. گفتند که در زمان تبعيدشان در ايرانشهر، راننده کاميوني بوده که گرچه تحصيلکرده نبوده، ولي جزو خواص بوده. گفتند که اين راننده کاميون با امام جماعتي در ارتباط بوده که آن امام جماعت، جزو عوام بوده! مثلا امام جماعت ايراد ميگرفته که چرا وقتي اسم پيامبر ميآيد، يک صلوات ميفرستيد؛ ولي اسم امام که ميآيد، سه صلوات!؟ آن راننده کاميون هم به او جواب ميداده که "هر وقت پيروز شديم و اسلام را مستقر کرديم، براي امام يک صلوات هم نميفرستيم! ولي الان در حال مبارزهايم."
آيتالله خامنهاي مردم کوفه را هم مثال عوام عنوان کردند. بعد گفتند که خواص جبهه حق هم دو دستهاند: دسته دنياطلب و دستهاي که اهل مقابله با دنيا و مظاهر آنند. شايد همه آن سخنان رهبر انقلاب هدفش اين بود که خواص جبهه حق را از دنياطلبي بازدارد. گفتند که وقتي خواص دنياطلب شدند و از دست ندادن مال و مقام و آبرويشان برايشان مهم شد، اولين نتيجهاش حادثه عاشوراست و بعدش اين ميشود که بنياميه و بنيعباس و سلاطين مختلف بر جامعه اسلامي حاکم ميشوند. آيتالله خامنهاي هشدار دادند که اگر ما هم مراقب نباشيم، ممکن است پنج سال ديگر، ده سال ديگر يا پنجاه سال ديگر همان سرنوشت را پيدا کنيم.
بعد از آن سخنان، آيتالله خامنهاي بارها بحث خواص و عوام را به ميان کشيدند. اما بعد از انتخابات رياستجمهوري شايد توقع رهبر انقلاب از خواص، بيش از پيش نمايان شد. اولينبار، در فضاي دو هفته بعد از انتخابات گفتند که نخبگان و خواص سياسي بايستي مراقب کار خودشان، حرف زدن خودشان باشند؛ و گفتند که اين، خطاب به همه نخبگان است؛ نه طرف يا جناح خاصي. دومينبار در مراسم تنفيذ رئيسجمهور گفتند که در امتحانهاي اخير، برخلاف آحاد مردم بعضي از خواص مردود شدند. رهبر انقلاب سومينبار در ديدار کارکنان دفتر و سپاه حفاظت ولي امر گفتند يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين بدون تعصب حقايق است؛ بدون حاكميت تعلقات جناحي و گروهي و بر دل آن گوينده. و گفتند که از کارهاي مهم عمار ياسر در برابر جنگ رواني جناح معاويه در صفين، همين بود که از ميان لشگر خوديها رفع شبهه ميکرد. آيتالله خامنهاي در اين سخنان، ضمن اشاره به بيبصيرتي بعضي نخبگان خوشنيت، از خواص خواستند که بصيرت را اول در خودشان و بعد در ديگران به وجود بياورند. ديدار اعضاي مجلس خبرگان، يکي از مهمترين مجالهايي بود که رهبر انقلاب باز درباره خواص صحبت کردند. گفتند که يکي از تلاشهاي دشمن اين است که خواص، او را نبينند يا جدي نگيرند. آيتالله خامنهاي گفتند: چرا نميبينيم شعف عظيمي كه دشمن پيدا ميكند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواي بعد از انتخابات به وجود ميآيد؟ آنجا، رئيس يك كشور بزرگ از آدمها اسم ميآورد... و تمجيد ميكند... چرا؟ چون يك كلمهاي گفته كه آنها خوششان آمده. رهبر انقلاب اشاره کردند که اهل فتنه مايلند خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، بهجاي خشيت از خدا بنشانند. و گفتند که امروز، هدف و آماج اصلي توطئههاي دشمن خواصند؛ تا از طريق آنها روي مردم تأثير بگذارند. آيتالله خامنهاي پنجمينبار، کمتر از دو ماه پيش در ديدار جمعي از بسيجيان، از همه و از خواص خواستند در برابر عده معدودي که با اصل انقلاب و استقلال کشور مخالفند، متحد شوند. رهبر انقلاب حدود يک ماه پيش هم که در جمع طلاب و روحانيون از تبليغ صحبت ميکردند، گفتند که آن وقتي که جنگ بدر هست، کار، دشوار نيست؛ چون جنگ با دشمن شناختهشده است. مسئله وقتي مشکل است که اميرالمؤمنين در برابر مدعيان و معتقدان به اسلام قرار ميگيرد. بهگفته آيتالله خامنهاي، اينجا جايي است که خواص را به شبهه مياندازد و شک خواص، پايه حرکت صحيح جامعه اسلامي را مثل موريانه ميخورد. ديروز هفتمين باري بود که رهبر انقلاب باز براي خواص حرف داشتند. آيتالله خامنهاي در اين سخنان، چند بار گفتند که همه _بويژه خواص، از هر گرايشي_ بايد در اين فضاي غبارآلود مرزشان را روشن کنند و دوپهلو موضع نگيرند؛ تا باطل نتواند خودش را در لابلاي گرد و غبارِ برخاسته در ميدان مخفي كند. رهبر انقلاب در اواخر سخنان ديروزشان، شفافسازي را تا حد يک شاخص در شناخت خودي و غيرخودي مهم خواندند.
چه كسي به شفافسازي كمك ميكند و چه كسي به غبارآلودگي كمك ميكند؟ گفتند همه اين را معيار قرار بدهند.
پينوشت: اين نوشتار، وبلاگيزهشدۀ گزارشي است که ديروز صبح در پيک بامدادي داشتم.
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.