آقاي احمدي‌نژاد ثابت کرد که منطق دکارت،‌ نقيضش هم صادق است:

من فکر نمي‌کنم؛ پس هستم!

رفتارهاي اين دو سه‌روز احمدي‌نژاد واقعا حيرت‌انگيز است. واقعا مي‌خواهد نشان بدهد که هست؛ اما با فکر نکردن!

آن از تاخير يک‌هفته‌اي در اجراي دستور رهبري، آن از نامه دوخطي و بي‌ادبانه‌اش به رهبري و همزمان‌ نامه پرطمطراقش به رحيم‌مشائي که تلويحا جوسازي يا جوزدگي را به رهبري نسبت داد، آن از دهن‌کجي‌اش به معلوم نيست چه کسي و انتصاب رحيم‌مشائي به رياست دفترش، آن از عزل اعجاب‌برانگيز همه معترضان به رحيم‌مشائي در دولت و پشيماني مصلحتي و زودهنگامش و ... .

و من نمي‌دانم يک ديوانه مگر چقدر ارزش دارد که بايد برايش اينهمه هزينه بار ممکلت کرد! به چيزهايي که در پست قبلي از رحيم‌مشائي نقل کرده بودم، اين را هم که يادم رفته بود،‌ اضافه کنم. او در جايي قريب به اين مضمون را گفته بود: امروز ترويج گردشگري از نماز واجبتر است!

گرچه ماجراي پسر آقاي روح‌الاميني هم _ که البته نمونه‌هاي زيادي دارد _ زياد به رئيس شوراي عالي امنيت ملي بي‌ربط نيست.

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا