اگر بپذیریم که رعایت ظاهر بی‌طرفی، شرط لازم برای حرفه‌ای بودن یک رسانه است، باقاطعیت باید گفت که شبکه فارسی صدای آمریکا، یک شبکه حرفه‌ای نیست؛ شاید چیزی مثل رادیو تلویزیونهای خودمان؛ بلکه نازلتر.

این نظر را قبلا هم داشتم و از هفته گذشته که بعد از راهپیمایی بیست و دوی بهمن، چند شبکه فارسی‌زبان آن‌ور آبی ـ ازجمله شبکه صدای آمریکا ـ را رصد کردم، یک بار دیگر مطمئن شدم.

از شبکه‌های در پیتی که با حداکثر سه-چهار نفر اداره می‌شود، توقعی نیست. ولی صدای آمریکا شبکه‌ای است با ساختار حرفه‌ای، امکانات فراوان و پشتوانه بزرگترین قدرت ـ یا یکی از قدرتهای ـ رسانه‌ای جهان. وقتی خانم ستاره درخشش خبر می‌خواند، حتی خیلی از همکاران رسانه‌ای خودم اینطور فکر می‌کنند که با یک گوینده و مجری حرفه‌ای طرفند. ولی وقتی در یک برنامه تحلیلی راجع به سالگرد انقلاب اسلامی، در برابر چهار-پنج مصاحبه‌ای که از مخالفان بسیار تند جمهوری اسلامی پخش می‌شود، حتی با یک چهره موافق جمهوری اسلامی هم مصاحبه نمی‌شود، یعنی صدای آمریکا در منطق خودش کم آورده است.

در برنامه‌ای که شامگاه بیست و دوی بهمن از شبکه صدای آمریکا پخش شد، طرفهای مصاحبه اینها بودند: فرح پهلوی، ابوالحسن بنی‌صدر، داریوش همایون و محسن سازگارا. نزدیکترین اینها به نظام جمهوری اسلامی، محسن سازگاراست که روزی خودش در داخل نظام بوده و حالا به هر علتی، روی بسیاری از باورهای گذشته‌‌اش خط کشیده است.

این فقط ملاک غیرحرفه‌ای بودن صدای آمریکا نیست. خانم درخشش که لباس مشکی پوشیده، در بین همه اظهار نظرهایی که راجع به جمهوری اسلامی می‌شود، حتی این حرف محسن سازگارا را بر نمی‌تابد که "انقلاب اسلامی حول اسلام و نظریات دکتر شریعتی درباره شیعه انقلابی شکل گرفته است". بلافاصله به مهمان برنامه گوشزد می‌کند: البته بعضی معتقدند انقلاب ایران یک انقلاب مردمی بود و پس از پیروزی "اسلامی" شد. محسن سازگارا هم با تعجب می‌گوید که "منظور شما را از انقلاب مردمی نمی‌فهمم!". این، تندترین حرفی است که یک مهمان شبکه صدای آمریکا در مخالفت با خط رسانه آمریکایی مطرح می‌کند.

کار به اینجا هم ختم نمی‌شود. در برنامه دیگری که به بررسی اسناد منتشرشده از وزارت خارجه انگلیس درباره ایران اختصاص دارد، یک نفر زنگ می‌زند و تلاش می‌کند راهپیمایی مردم ایران را زیر سؤال ببرد؛ با این عبارات:

"چه کسی گفته که راهپیمایی مردم ایران شلوغ بوده؟ می‌دانید به مردم برای شرکت در راهپیمایی چه وعده‌هایی می‌دهند؟ به شرکت‌کنندگان سکه می‌دهند. سربازهایی می‌گمارند که نگذارند کسی تا پایان راهپیمایی ـ پس از گرفتن سکه ـ برگردد. به دانش‌آموزان وعده چهارماه تعطیلی ـ به‌جای سه‌ماه تعطیلی ـ می‌دهند. به کارمندان در ازای شرکت در راهپیمایی حقوق سه-چهار ماهشان را می‌دهند. ما که با دوربین و تصویر آشناییم، می‌دانیم که درخت وقتی از بالا نشان داده شود، به شکل آدم دیده می‌شود. از جنگل تصویر می‌گیرند و می‌گویند اینها مردمند که در راهپیمایی شرکت کرده‌اند...."

شبکه صدای آمریکا علی‌الظاهر هیچ مخالفتی با این صحبتها ندارد. آقای بهارلو مجری برنامه، اظهارنظر درباره این صحبتها را به میهمان برنامه محول می‌کند و او هم می‌گوید: "سی سال دیگر جواب می‌دهم." اینگونه، سخنان شنونده شبکه صدای آمریکا، یک اظهار نظر عادی تلقی می‌شود.

صبح بیست و سوم بهمن که این قسمت برنامه را از پیک بامدادی خبر رادیو سراسری پخش کردیم، ظرف چند دقیقه حدود هزار پیام کوتاه مخابره شد که عمدتا از ما و شبکه صدای آمریکا به‌خاطر پخش این طنز تشکر کرده بودند و گفته بودند خستگی را از تنشان برده‌ایم! برای پیک بامدادی فردای آن روز، با چند نفر از همین مردم مصاحبه کردیم. اظهارات مردم هم در شیرینی، کمتر از برنامه شبکه صدای آمریکا نبود و خستگی را تن ما برد!

حالا موقع آن بود که رسانه آمریکایی، اعلام کند صاحب آن اظهارات کذایی شناسایی شده است و او یکی از عوامل جمهوری اسلامی است. ولی، این را عرفآ نوشداروی بعد از مرگ سهراب می‌خوانند.

شبکه صدای آمریکا چه از عوامل جمهوری اسلامی رکب خورده بود و چه نخورده بود، می‌بایست در همان لحظه اظهار نظر شنونده خود، منطق مضحکش را زیر سؤال می‌برد؛ ولی گویا دست‌اندرکاران این شبکه به اینکه حتی چند نفر آن اظهارات را باور کنند، دلخوش بودند.

صدای آمریکا هم یک شبکه آماتور است؛ با اسم و رسم بیشتر. شاید تقصیری متوجه دست‌اندرکاران این شبکه نباشد. واقعیت این است: بزرگترین کشور رسانه‌ای جهان و مخالفان ایرانی جمهوری اسلامی، دستکم در برابر مخاطبان ایرانی، منطق کم آورده‌اند.