«اسلام» و «حج» از پشت پنجره ارتباطات(2 و آخر)
*یکی از ویژگیهای حج که جنابعالی هم به آن اشاره کردید، تفاوتهای زیادی است که بین مسلمانان وجود دارد. در ارتباط بین مسلمانان کشورها، چگونه باید با این تفاوتها کنار آمد؟
من فکر میکنم که در نگاهمان به حج، نباید دچار اشتباه شویم. ما نباید اصراری داشته باشیم که تفاوت خودمان را با بقیه مسلمانان نمایش بدهیم. در حج، ما باید خود را جزئی از یک میلیارد و 260 میلیون مسلمان جهان بدانیم و از هر کاری که ما را از بقیه مسلمانان متمایز کند، بپرهیزیم. باید متوجه باشیم که نگاه مسلمانان دیگر نسبت به ما، چگونه است؟ باید کاری بکنیم که بیشتر، یکسانی و اشتراکاتمان را با بقیه مسلمانان به نمایش بگذاریم، نه اختلافها را. در سخنرانیها و کلاسهای آموزشی حج، باید تمرکز بر مسائلی باشد که به وحدت بیشتر با بقیه مسلمانان بینجامد؛ نه مسائلی که زمینهساز تفرقه بین ما و دیگران شود. هرچند من فکر میکنم عمر تفرقه بین مذاهب، چندان به طول نخواهد انجامید و با به وجود آمدن فضای آینده ارتباطات ( مثلاً دریافت برنامه های هر یک از فرستنده های تلویزیونی ادیان و مذاهب دیگر بدون نیاز به دیش) پیروان مذاهب بتوانند براحتی نظر پیروان مذاهب دیگر را درباره خود بدانند. آنگاه تفرقهها قطعاً کمرنگ خواهد شد. الان، وضع به گونهای است که ایرانیها معمولاً پس از بازگشت، اقلیت بودن در بین مسلمانان جهان را احساساس میکنند؛ ولی کسانی که به زبان عربی و حتی انگلیسی آشنا هستند، بعد از گفتگو با مسلمانان دیگر، بیشتر متوجه مشترکات میشوند و کمتر، احساس میکنند که در اقلیتاند.
*سالها پیش از این که عکس و فیلم وجود نداشت، انسانها وقتی چیزهایی نظیر عشق
، علاقه به فرزند و مسائل درونی اینچنینی را تجربه میکردند، با حقیقتی بکر مواجه میشدند که پیشتر، از آن هیچ تجربهای نداشتند؛ اما امروزه، رسانهها (نظیر یک رمان، عکس یا فیلم) از چیزی مثل عشق، تجربهای هرچند صوری و مجازی برای شخص میآفرینند، که ممکن است بر عشق واقعی فرد که در آینده آن را تجربه میکند تأثیر بگذارد. در قرون گذشته که رسانه ها وجود نداشتند، درباره حج نیز، مسلمانان، قبل از رفتن به حج، هیچ تصویری از آن نداشتند و حج آنان، تجربهای بکر از این مکان و مناسک آن بود. امروزه، هر کسی که به حج میرود، به کمک انواع وسایل ارتباط جمعی موجود، از آنچه که در حج میبیند، تصویری مجازی دارد که به واقعیت نزدیکتر شده است. این نقش رسانهها در قرن اخیر، بر تجربه درونی آینده شخص از حج، چه تأثیری دارد؟ آیا آن را کمرنگ میکند یا اجازه میدهد که شخص، زودتر از ظواهر عبور کند و وارد درونیات شود؟سوال هوشمندانهای است. دقت کنید! من هنوز ندیدهام که وسایلی وجود داشته باشد که حاجیان، قبل از عزیمت به حج، بتوانند به کمک این وسایل، حج را یک بار بهصورت مجازی تجربه کنند؛ نظیر آنچه که اکنون در برخی کشورها، برای آموزش خلبانها استفاده میشود و در آن، بهوسیله تجهیزات پیشرفته، احساس همه حواس پنجگانه هنگام پرواز با فلان هواپیمای جنگی، برای خلبان بازسازی میشود. تا آنجایی که من میدانم حتی خلبانهایی که اینطوری آموزش میبینند، وقتی که پرواز واقعی را تجربه میکنند، بهعلت شرایط روحی و روانی، باز هم به تجربه جدیدی میرسند که آموزش مجازی نتوانسته برای آنان به وجود بیاورد. درباره آینده و اینکه آیا دستگاههای اینچنینی، روزی خواهند توانست فاصله بین تجسم مجازی و تجربه عینی از یک واقعیت را به صفر برسانند، هنوز نمیتوان چیزی گفت؛ اما این درست است که رسانههای عصر حاضر، فاصله بین تجسم قبل از حج و واقعیت پس ازآن را کم کردهاند.
من آنچه را که از تجربه خودم میتوانم بگویم، این است که برغم کاهش آن فاصلهای که دربارهاش صحبت میکنیم، حضور در آن محیط و عینیت یافتن تجربه شخص از آن شرایط ویژه ارتباطات گروهی، چیز دیگری است.
اما اینکه آیا تجربههای مجازی قبل، به حج لطمه وارد میکند یا به آن کمک میکند، باید دید که لطمه چیست و کمک چیست؟ ممکن است کسی در ایام دهه محرم، فقط برایش مهم باشد که برود و پای منبری بنشیند که ثواب ببرد؛ اما کس دیگری توقعش از رفتن به این مراسم، چیز دیگری باشد. ممکن است تجربههای قبلی، تقویتکننده احساس شخص از واقعیت بشود، ممکن است آن را تسهیل کند و ممکن است پارازیتساز آن شود.
*یا عادیکننده آن.
البته این سوالی است که باید دربارهاش بیشتر فکر کرد؛ ولی من در مطالعات اخیر خودم به پدیده جالبی دست یافتم که ممکن است به پاسخ سؤال ما هم کمک کند. من در بررسیهایی که درباره برخی کشورها انجام دادم، متوجه شدم که بر سر سفره رسانهای برخی کشورها، انواع ویتامینها هست: کتاب، روزنامه، رادیو، تلویزیون، سینما، اینترنت و ... و مردم این کشورها از هرکدام از این ویتامینها بهاندازه نیازشان مصرف میکنند. اما در برخی از کشورها، مردم، بهعلت مشکل اقتصادی، سیاسی، یا فرهنگی، بیشتر از یک رسانه خاص تغذیه میکنند. نکته جالب این است که در کشوری مثل ژاپن، بیشترین مقدار، کتاب خوانده میشود، بیشترین مقدار روزنامه خوانده میشود، بیشترین مقدار رادیو شنیده میشود، بیشترین تعداد تلویزیون وجود دارد، مردم زیاد سینما میروند و ... اینترنت هم زیاد استفاده میشود؛ بهعبارتی، آنچه را که مردم بهوسیله رادیو از آن مطلع میشوند، با تلویزیون تصویرش را میبینند، در روزنامه تفسیرش را میخوانند و از کتاب، معرفتش را میگیرند.
در برخی کشورها، داستان بهگونه دیگری است: کشورهای فقیر آفریقا، فقط رادیو دارند، در کشورهای نفتخیز، مردم بیشتر تلویزیون میبینند و خلاصه، به نوعی از سوء تغذیه یعنی سوء تغذیه ارتباطي دچارند.
در ژاپن، استفاده از یک رسانه، ولع مخاطب را برای استفاده از رسانه دیگر بیشتر میکند. چنین اتفاقی را اگر بخواهیم به موضوع بحثمان سرایت دهیم، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که: شنیدن چیزی درباره کعبه، ممکن است شخص را برای دیدن عکس کعبه، تماشای تصویر تلویزیونی آن، خواندن کتاب دربارهاش و سرانجام به دیدن خود کعبه تشویق کند. کسی که "خسی در میقات" جلال آلاحمد را میخواند، "حج" مرحوم دکتر شریعتی را میخواند، گزارش گزارشگر فلان روزنامه را میخواند، هر لحظه کنجکاویاش درباره موضوع، بیشتر میشود و ممکن است وقتی که خود، حج را تجربه میکند، بر اثر آنچه خوانده است، به تجربهای عمیقتر درباره حج، دست پیدا کند. بنا براین، تجربههای رسانهای قبلی، میتواند نگاه فرد را به مسئله، فراتر از نگاه قبلی ببرد و به آن عمق ببخشد.
*آیا میتوان گفت "حج" رسانهای با چند میلیون مخاطب است؟
البته این میتواند نوعی نگاه به مقوله "حج" باشد، ولی از دید من اصلاً اینطور نیست .چون از دیدگاه ارتباطات، رسانه، ویژگیهایی دارد که درباره حج، صدق نمیکند. مثلا، در رسانه، باید پیامی واحد برای عدهای کثیر فرستاده شود؛ در حالی که ما در حج، هرگز نمیتوانیم پیام واحدی را برای شرکتکنندگان آن بفرستیم. البته، همانطوری که گفتم، حج، یک فضای بینظیر تعامل گروهی است که میتواند ارتباطات «بینالملل» واقعی را تحقق ببخشد. چون، تاکنون، آنچه که بوده، ارتباطات "بینالدول" و "ارتباط حکومتها با یکدیگر" بوده است. حج، فرصت مناسبی است برای اینکه مسلمانان تحت ستم سراسر جهان، با یکدیگر تعامل پیدا کنند و از مسائل هم آگاه شوند.
*بهعنوان آخرین سؤال، لطفاً بفرمایید بهعنوان یک متخصص ارتباطات، به دین اسلام بهعنوان تنها دینی که معجزهاش، "رسانه" است، چگونه مینگرید؟
باز اگر پشت پنجره ارتباطات، به نفس بعثت پیامبر و نفس نزول قرآن نگاه کنیم، چیزهای جالبی میبینیم. در این باره، من تجربه خودم را بازگو میکنم. اجازه بدهید به سالها قبل (زمانی که دانشآموزی 13_ 12 ساله و در سن اوج غرور بودم) برگردیم. وقتی درباره معجزات پیامبران، چیزهایی در کتابهای درسی آن زمان میخواندم یا در این باره در مساجد از واعظان میشنیدم، احساس میکردم که پیامبر من، در مقایسه با حضرت عیسی(ع) و حضرت موسی(ع)، دستش خالی است و من نمیتوانم به معجزات پیامبرم، پز بدهم! خوب، من، نسلی بودم که هالیوود، فیلم های "بن هور" و "ده فرمان" را تولید کرد و در "ده فرمان"، صحنه شکافتن رود نیل به امر حضرت موسی(ع) را نمایش داد. وقتی میدیدم پیامبری بوده که عصایش را تبدیل به اژدها و پیامبر دیگری مرده را زنده میکرده، این پیامبران را از پیامبر اسلام، جلوتر میدیدم ! این تفکرات با من بود تا وقتی که برای فرار از گناه، دیگر از فکر کردن به این مسئله بیرون آمدم. وقتی که من به حج رفته بودم، نیمه شبی در مسجدالحرام، به ارتباط با خود دچار شده، این پرسش به ذهنم رسید که الان در فلان پایتخت ها کشورها یی که من بودهام، چه ساعتی است؟ و بعد، به این فکر افتادم که یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان کره زمین، بعد از گذشت هزار و 400 سال از ظهور اسلام، سر ساعتهای معینی، رو به سوی نقطة ای که من در آن قرار دارم، به عبارتی رو به وسط پرگار این دایره جهانی، میایستند و یک کارهایی میکنند! سخت نگیریم. اصلا کاری نداریم که این کارها چیست. مهم این است که کسی که گفته این کار را بکنید، هیچ کدام از ابزارهای نمایش آن قدرت های مافوق طبیعی دو پیامبر دیگر را نداشته یا استفاده نکرده است و مکرر هم گفته که من ((بنده)) خدایم. در آن نیمه شب، در کنار کعبه از خودم پرسیدم که اگر بخواهم به یکی از این پیامبران نمرة معجزه بدهم، کدامیک نمره بیشتری میگیرند؟! من دیدم که از 20 سال پیش تاکنون، مرتب در رادیو، تلویزیون، مطبوعات و جاهای مختلف گفتهام که "معنی در پیام نیست "کسی هم تحویل نمی گیرد. و این در شرایط است که تلویزیون هست، رادیو هست، رسانههای مختلف هست؛ ولی در هزار و 400 سال پیش، در مدینه، چه رسانهای وجود داشته است؟ کدام معجزه از این بالاتر که کسی که هیچکدام از ابزار نمایش قدرت را نداشته است، با گذشت هزار و 400 سال، سخنش هنوز این چنین نفوذ و تأثیری دارد؟ عینیت این نفوذ وقتی بیشتر حس می شود که یادمان بیاید که به دلیل گردش زمین به دور خودش و تفاوت ساعات نمازهای پتجگانه در نقاط مختلف کره زمین، عملاً در تمام لحظات از تمام ماه ها و تمام فصول، سالها و تمام قرون، آن حرکات خاص، روبه نقطه پرگار آن دایره در حال وقوع است.
و باز میخواهم توجه شما را از پشت پنجره ارتباطات به موضوع دیگری جلب کنم. دانش ارتباطات می گوید برای تأثیرگذاری پیام، ما باید چند مرحله را پشت سر بگذاریم. اول، باید پیام دریافت شود. برای دریافت پیام، هم باید تلویزیون روشن باشد، هم باید روی کانال مورد نظر باشد، هم باید مخاطب شنوا باشد و هم حواساو متوجه تلویزیون باشد. بعد از دریافت پیام، حالا نوبت به تأثیرگذاری پیام میرسد. باید ببینیم پیامی که دریافت شده، آیا روی مخاطب تأثیر گذاشته است؟ آیا این تأثیر، همان تأثیر مد نظر ما بوده است؟ آیا تأثیر پیام، منجر به تغییر رفتار شخص شده است یا خیر؟ و سرانجام آیا تأثیر نهایی پیام، ماندگار و دائم است؟ همه این مراحل باید پشت سر گذاشته شود تا مثلاً یک نفر، خمیر دندانی را طی سالیان دراز، هر روز مصرف کند. ببینید چه دنیایی از کار و زحمت ارتباطی باید پشت تبلیغ یک خمیردندان وجود داشته باشد تا به آن نتیجه منجر شود؟ آیا شما در طول حیات بشر، معجزهای از این عظیمتر دیدهاید که انسانی با این امکانات نا چیز 1400 سال پیش، تمامی مراحل ارتباطی فوق را پشت سر بگذارد تا آنجا که موجب بروز و ماندگاری رفتارهایی برای قرنها شود؟ حتی در همین حد که هر روز در ساعتهای مشخصی، میلیونها انسان، رو به سوی مشخصی بایستند و فقط بگویند: "الف"؟!
به نظر من، باز از جلوههای بارز این معجزه پیامبر اسلام، این «ارتباط با خود»ی که در حج میبینیم. این ارتباط با خود، یکی از عظیمترین ارتباطات با خودی است که در عالم روی میدهد؛ و قابل مشاهده هم نیست؛ چون در درون انسانها صورت میگیرد. البته، ارتباط با خود، با فکر کردن متفاوت و رقیقتر از آن است.
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.