سياست انزواي شهرام ناظري در صدا و سيما
وعده داده بودم که بهمحض روشن شدن علت پخش نشدن مصاحبهام با شهرام ناظري، شما رو هم در جريانش بذارم. اولش که از يک مدير دستاندرکار علت رو جويا شدم، چيزي گفت که باور کنيد شاخ درآوردم: چون بهانه خبري نداشت!!
داد ميزد که اين، علت اصلي نيست. هم بهخاطر اينکه معلوم شد اصلا ليد گزارش رو درست گوش نکرده؛ و هم بهخاطر اينکه تابهحال سابقه نداشته از پخش شدن گزارشي بهخاطر يک ايراد اينطوري (مثلا بهانه خبري نداشتن) ممانعت بشه؛ خصوصا اينکه مصاحبه اولش اجازه پخش گرفت و زماني جلوي پخشش گرفته شد که حتي عنوانش در ابتداي خبرها اعلام شده بود!
توي پرانتز بگم: خدا ميدونه چقدر سر اين مسئله با بعضي همکارانمون بحث و جدل کرديم که بخش خبري جاي خبره؛ و جاي برنامه توليدي، بقيه بخشهاي راديو و تلويزيون. اما گزارشهايي که از خبر راديو و بخصوص تلويزيون پخش ميشه، هميشه هم بهانه خبري نداره و استانداردي که مديران مربوطه براي اين گزارشها تعريف کردن، هنوز اينقدر بالا نيست که گزارشهاي توليدي (و بيربط به خبر) توي خبر پخش نشه. نمونه واضحش، همين گزارشهاي دوست عزيز كامران نجفزاده است. ايشاللا در آينده درباره اين مسئله مستقل و مفصل حرف خواهم زد.
برگرديم سر اصل بحث. براي مدير مربوطه توضيح دادم که ايراد اصلي، اين نيست؛ چون بهانه خبري گزارش ـ چنان که در پلاتوي گزارش آمده ـ انتشار آلبوم جديد بوده؛ نه جايزهاي که آقاي ناظري دو هفته پيش در نيويورک گرفت. اما در حاشيه انتشار آلبوم، با ايشون درباره يکي دو مسئله ديگه هم صحبت کرديم. گفت: آهان.... همين!! بهخاطر اين نبايد پخش ميشد كه رپورتاژ آگهي شهرام ناظري بود!
بدجوري از اين حرفش ـ با اينکه باز هم ميدونستم علت اصلي نيست ـ دردم گرفت. رپورتاژ آگهي شهرام ناظري؟! يعني اين شهرام ناظري که زمان انقلاب بههمراه دوستانش در گروه چاووش چند ساعت توليدات زيرزمينيشون رو مجاني به راديوي جمهوري اسلامي هديه کردن، اينقدر به گردن صدا و سيما حق نداره که چهار دقيقه ـ گيرم ـ تبليغشو بکنه؟! يعني شأن شهرام ناظري از خشايار اعتمادي هم ـ که ساعتها رپورتاژ آگهيش شدن ـ پايينتره!؟ ميگفتم و ميسوختم و نميشنيد.
زياد که اصرار کردم، گفت: يعني من حتما بايد بگم که چرا پخش نشده؟! خب، حتما يه علتي داره که من نميتونم بگم! گفتم: شما که مأموريد و معذور، چرا بهجاي گفتن همين حرف، سعي ميکنيد بهانهجويي کنيد!؟ اينطوري خودتونو پيش امثال من ضايع ميکنيد. گفت: نخير! من سر حرفم هستم که اين مصاحبه، رپورتاژ آگهي شهرام ناظري بود و از اين بابت، خوب نبود!!
ساعاتي بعد از اين صحبتها ـ که هنوز داره منو ميسوزونه ـ از يک مدير مربوطه ديگه علت رو پرسيدم. خدا خيرش بده. بدون حاشيه رفتن و توجيه کردن، رک و راست گفت: سياست صدا و سيما بر اين نيست که شهرام ناظري تبليغ بشه. بهعبارت ديگه سياست صدا و سيما بر اينه که شهرام ناظري نبايد تبليغ بشه. و گفت: منم نميدونم علتش چيه.
گفت. خوشحال بودم که راست گفت؛ و ناراحت از اينکه حرف راستش تلخ بود.
آخه چرا!؟ من از افکار و عقايد شخصي شهرام ناظري خبري ندارم؛ اما غير از اينه که اينهمه براي انقلاب و جنگ و شهدا سرود خونده و هنوز هم آقايون وقتي ميخوان براي شهدا سرود پخش كنن، باز بهترين سرودي كه از آرشيو بيرون ميآرن، همون سرود معروف شهرام ناظريه؟ (شهيد، شهيد، شهيد! نام تو افتخار، راه تو ماندگار، عزتت پايدار ...). غير از اينه كه تنها تجلي افكار و اعتقادات شهرام ناظري در هنرش، همين سرودهاي انقلابي بوده؟
اصلا نميتونم بفهمم توي ذهن آقايون چي ميگذره.
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.