درست زماني که داشتم مطلب قبلي رو تموم مي‌کردم،‌ شنيدم مصاحبه‌ام با شهرام ناظري نتونسته از فيلتر پخش عبور کنه؛ نمي‌دونم به‌خاطر چي.

الان احتمالا کنجکاوي شديدي پيدا کرديد که توي مصاحبه چي بوده؟ ولي باور کنيد که اگه مصاحبه از راديو پخش مي‌شد و مي‌شنيديد،‌ هيچ نکته خاصي توجهتون رو جلب نمي‌کرد.

مصاحبه، شامل سه بخش بود: يکيش جايزه‌اي که شهرام ناظري دو هفته پيش از انجمن آسيايي نيويورک گرفت و دبيرکل سازمان ملل هم در مراسمش حضور داشت. آقاي ناظري در اين قسمت توضيح مي‌ده علت دريافت جايزه کارهايي بوده که درباره مولانا کرده؛ و توضيح مي‌ده که بان کي مون دبيرکل سازمان ملل (به‌قول آقاي ناظري رئيس سازمان ملل) ازش به‌عنوان يکي از ستاره‌هاي شرق نام برده. قسمت دوم مصاحبه، پاسخ شهرام ناظري به اين سؤال منه که: علت بيگانگي نسل جديد با موسيقي سنتي ايران چي بوده؟ و آقاي ناظري ـ مثل همه اهل موسيقي‌ ـ‌ نظرش اينه که سياستهاي فرهنگ و ارشاد و صدا و سيما در اين مسئله دخيل بوده؛ هرچند خيلي منصفانه ـ و بلکه قبل از دستگاههاي مسئول ـ تقصير رو متوجه خود موسيقي‌دانها مي‌دونه که به‌نظرش در سالهاي اخير کم‌کاري کردن و به تکرار افتادن. قسمت سوم مصاحبه مربوط به آلبومي بود که شهرام ناظري انتشارش رو در پيش داره؛‌ به‌نام مکتب مولانا. و توضيح مي‌ده که اين آلبوم چيه.

الان خود من هم توي ذهنم دارم دنبال علتي مي‌گردم که بتونم خودمو قانع کنم مصاحبه به‌خاطر اون مجوز پخش نگرفته. هرچي فکر مي‌کنم،‌ از اين چند حالت خارج نيست:

- احيانآ حساسيت به خود شهرام ناظري؟

- حساسيت به مولانا؟

- انتقاد گذراي شهرام ناظري از صدا و سيما

نمي‌دونم. واقعآ نمي‌دونم. به‌نظر شما کدومشه؟‌ به‌نظر من،‌ هرچي باشه،‌ علتش کمک به ايجاد فضاي باز رسانه‌اي که آقاي ضرغامي مي‌گفت،‌ نيست! در آينده نه‌چندان دور، سعي مي‌کنم علت رد شدن مصاحبه رو کشف کنم و در صورت موفقيت،‌ حتما شما رو هم بي‌خبر نمي‌ذارم.