طول، عرض يا مساحت انتقاد؟
الان مصاحبهاي رو که با شهرام ناظري گرفتم، دارن براي آقاي مديرکل ميذارن که ببينيم اجازه پخشش رو ميده يا نه. نهاينکه فکر کنين همه گزارشهايي که از راديو پخش ميشه لاجرم بايد به تأييد مديرکل برسه؛ ولي دستکم گزارشهايي که از پيک بامدادي خبر راديو پخش ميشه ـ سواي از اينکه سوژهاش يک مسئله حساس سياسيه يا يک موضوع کاملا پيشپاافتادۀ فرهنگي ـ اينطوره.
اوايل، اينطوري نبود. نظر سردبير کافي بود. بعد که چند تا از گزارشهامون سر و صداي بعضي آقايان رو در آورد، گفتن گزارشهايي که موضوعش حساسه، بايد قبلش چک بشه. ولي وقتي ميديدن سوژه گزارش يه مسئله عاديه، گوش نميکردن. اما راستشو بخواين، ما بازم چند باري بيجنبگي کرديم و لابهلاي گزارشهايي عاديمون هم حرفهايي زديم که از ديد آقايون نميبايست ميزديم.
اينجا برام سؤال پيش مياد که کدومش نهايتا براي مردم مفيدتره؟ اسمشو ميشه گذاشت طول و عرض انتقاد. طول انتقاد يعني افزايش بازه زماني و دوام فضاي انتقاد؛ و عرض انتقاد يعني شدت انتقاد. سؤالم رو بهنحو ديگهاي تکرار ميکنم: بهتره آدم يه تريبوني که پيدا ميکنه، هرچي ميتونه بگه تا تريبون رو ازش بگيرن؟ يا اينکه بهاندازهاي انتقاد کنه که هميشه تريبون رو داشته باشه؛ ولو با راضي شدن به انتقادهاي حداقلي و پيشپاافتاده؟ اين ميتونه درباره همهچيز مصداق داشته باشه. مثلا درباره زماني که يک حزب راديکال يا اصلاحطلب به قدرت ميرسه و دوامش به اين بستگي داره که به چه حدي از راديکالبازي يا رفورم قانع باشه.
خب، با مثال طول و عرض، احتمالا خواهيد گفت که بايد مساحت انتقاد زياد باشه. اينو ميدونم. اما واقعا چهجوري ميشه فهميد مساحت يک انتقاد چطوري زياد ميشه؟
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.