رابطه سهميهبندي بنزين با دونرخي شدن سکه!
هرچند کسي بهدرستي نميداند تفاوت قيمت سکهها بر مبناي سال ضرب آنها از کجا شروع شد، اما زمان آغاز اين ماجراي ناخوشايند و مخرب تقريبا به حدود يک سال پيش بر ميگردد. اوايل، ملاک تمايز سکههاي قبل از سال 80 فقط بهاندازه طلاي سکه خريداري ميشد؛ و رفتهرفته تا سکههاي سال 84 پيش رفت. بعضيها مثل آقاي خاقاني مدير اجرايي اتحاديه صنف طلا و جواهر کرج معتقدند تشکيل حساب سکه در بانک رفاه و سياستي که اين بانک درباره سکههاي قبل از سال 80 اتخاذ کرده، به ماجراي تفاوت قيمت دامن زده است. بانک رفاه که از سه ماه پيش حسابي بهنام حساب سکه داير کرده، در بخشنامهها تحويل گرفتن سکههاي قبل از سال 80 را ممنوع کرده است. آقاي خاقاني ميگويد: اساسا نهتنها سياست دولت در بانک رفاه تشديدکننده عامل محرک بوده، بلکه تنها دستي دولتي ميتوانسته جرقه اوليه قيمتگذاري جديد سکه بر مبناي سال ضرب آن بوده باشد. اين نظر هرچند مخالفاني مانند آقاي کشتيآراي نايبرئيس اتحاديه طلا و جواهر تهران دارد، اما بيربط هم به نظر نميرسد. چهاينکه دولت از دو جهت در اين ماجرا ذينفع است: هم از اين نظر که انگيزه مردم را درباره پسانداز با سکه کم ميکند و بهسمت سرمايهگذاريهاي ديگر سوق ميدهد؛ و در ثاني مردم را به تبديل سکههايشان وا ميدارد که مابهالتفاوت قيمت سکه با طلاي آن، به جيب دولت ميرود. آقاي خاقاني همچنين ميگويد: تا زماني که بانک مرکزي براي اصلاح قيمتگذاري سکه بر مبناي تاريخ ضرب وارد عمل نشود و نيز رويکرد بانک رفاه، فقط پذيرش سکههاي بعد از سال 80 باشد، با بخشنامه نميتوان طلافروشها را مجبور کرد خلاف عرف بازار رفتار کنند. او به همکارانش در اتحاديه طلا و جواهر تهران (آقايان گوهربين و کشتيآراي) خرده ميگيرد و بهعنوان شاهد مثال بر استدلال خود، به مواردي از همکارانش اشاره ميکند که ميگويند اگر بنا بر اجبار باشد، اساسا سکه نميخريم. (و حتي اگر بشود طلافروش را به رعايت قيمت مجبور کرد، مگر ميشود به اجبار در خريد مجبور کرد؟) آقاي خاقاني از همکارانش که معتقدند با بخشنامه ميشود رويکرد بازار در قيمت سکههاي سالهاي قبل را تغيير داد، ميپرسد: خود شما حاضريد در تعداد بالا سکههاي سالهاي قبل را بهقيمت روز بخريد؟
اين سوال را از آقاي کشتيآراي پرسيدم. گفت: من و آقاي گوهربين اساسا توي کار سکه نيستيم. راست ميگويد. آنها جواهرفروشند و سکه خريد و فروش نميکنند. اما واقعا اگر اينکاره هم بودند، حاضر بودند يکجا 100 سکه سالهاي ماقبل 84 را بخرند؟
البته آقاي کشتيآراي نايبرئيس اتحاديه طلا و جواهر تهران هم از بانک مرکزي _ که بهگفته وي سياستگذار بازار سکه است _ گلايه دارد؛ ولي معتقد است اجراي بخشنامه شدني است؛ اما با صبر و حوصله همکارانش. او ميگويد يکسان شدن قيمت سکههاي سالهاي قبل با سکههاي امسال، هم بهنفع مردم است و هم بهنفع خود طلافروشها. آقاي کشتيآراي ضمنا با شک و ترديد گفت: گويا بانک مرکزي به بانک رفاه هم بخشنامهاي داده که محدوديت قبول سکههاي قبل از 80 را بردارد؛ اما معلوم نيست تا کي!
هرچند آقاي کشتيآراي نگفت، اما نتيجه ضمني سخنانش ميتواند اين باشد که تا زماني که سکههاي سالهاي قبل از 84 به قيمت روز خريداري نميشود، مردم درباره فروش سکههايشان عجله نکنند. اين کار شايد باعث شود قطار يا بهقول دوستم سيدحسين حسيني _ مجري پيک بامدادي خبر 8 راديو سراسري _ پيک موتوري و فاکس حامل ابلاغيه بانک مرکزي به بانک رفاه _ اگر واقعا وجود داشته باشد _ زودتر به مقصد برسد.
در اين ميان، طفره رفتن بانک رفاه از پاسخگويي هم جالب بود. يک شبانهروز تمام تلاش من براي مصاحبه با مديرعامل يا يکي از اعضاي هيئت مديره بانک نتيجهاي جز خستگي و اتلاف وقت نداشت. مديرعامل بانک رفاه به مدير روابط عمومياش گفته بود نيازي به توضيح نميبينيم و اگر لازم شود، بعدا توضيح خواهيم داد! آخر کار مدير روابط عمومي بانک هم از دسترس خارج شد و آن که ماند، رابط رسانهاي بانک بود. آقاي جعفري اولش گفت: اگر تاثير تصميم بانک رفاه بر اين مسئله محسوس بود، بايد خودش را بهنحوي نشان ميداد. بعد گفت که در همه ماجراها دلالها نقش دارند؛ و اينکه کسي بهانهجويي کند، دليل نميشود که سياستهاي بانک رفاه غلط بوده. ازش پرسيدم که چرا بانک رفاه سکههاي قبل از 80 را قبول نميکند؟ مگر بانک مرکزي که سياستگذار است، اعتبار سکههاي خودش را هم قبول ندارد؟ گفت: البته من نميتوانم نظر کارشناسي بدهم. گفتم: ولي من دنبال کسي بودم که بتواند نظر کارشناسي بدهد. گفت: اجمالا ميدانم که تشخيص اصالت سکههاي قبل از 80 مشکل است و ما چون عجله داشتيم، فقط يک ماه فرصت داشتيم کارشناسان بانک را آموزش بدهيم. گفتم: اين چه منطقي است که بهخاطر عجله در کاري که معلوم نيست چقدر براي مردم فايده دارد، خسارتي را متحمل شويم؟ گفت: هر کاري اولش مشکلاتي دارد؛ همين طرح سهميهبندي بنزين را ببينيد!!
یاسر قدسی، متولد 1359/ تربت حیدریه، بزرگشده مشهد، ساکن تهران، لیسانس ارتباطات (روزنامهنگاری) از دانشگاه علامه طباطبایی، روزنامهنگار، دبیر خبر و خبرنگار رادیو از سال 1379 تا 1390.