روزنامه‌ها دیروز از قول رهبری در جمع دانش‌آموختگان دانشگاه علوم انتظامی نوشتند: "نیروی انتظامی طرح امنیت اجتماعی را باقدرت ادامه دهد و به جوسازی‌ها توجه نکند". قبلا هم نشانه‌هایی وجود داشت از اینکه رهبری حامی اجرای طرح امنیت اجتماعی است. اما این، همه موضع رهبری درباره عملکرد نیروی انتظامی نیست و اگر به بقیه سخنان ایشان کم‌مهری شود، اولین ضررش متوجه خود رهبری خواهد بود که به نظر برسد ایشان مدافع همه رفتارهای نیروی انتظامی است. کاش روزنامه‌ها بقیه سخنان رهبری در جمع نیروهای انتظامی را هم درشت می‌کردند؛ مثل تاکید بر عطوفت و رأفت با مردم و نیز لزوم رعایت جنبه‌های علمی روانشناختی و جامعه‌شناختی در برخورد با قشرهای مختلف مردم.

دوست عزیز و خوش‌قلمم محمدحسن مصلی‌نژاد هفته پیش در یادداشتی به فیلمی از برخوردهای نیروی انتظامی اشاره کرده که از قضا من هم دیدمش. دوستم گفته ان‌شاءالله فیلم مونتاژ بوده؛ چون حقیقتا دردآور بود؛ نه‌اینکه شکی داشته باشد که فیلم واقعی است. اتفاقا فیلم کاملا حساب‌شده و علنی گرفته شده تا قدرت و اقتدار نیروی انتظامی را نشان بدهد؛ در برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر.

بله؛ فیلم قرار بوده برخورد مقتدرانه با قاچاقچیان را نمایش بدهد؛ درست همان روزی که اعلام شد نیروی انتظامی طرح ضربتی برخورد با قاچاقچیان را آغاز کرده است. اما در فیلم، اثری از یک قاچاقچی دانه‌درشت دیده نمی‌شود. دانه‌درشت که نه؛ بعضی کسانی که نیروهای انتظامی نیمه‌شب با شکستن در، وارد خانه‌شان می‌شوند ـ اینطور که از فیلم پیداست ـ حتی خرده‌فروش هم نیستند؛ گرفتارند و معتاد. افیون به‌اندازه کافی به جسم و جان و زندگیشان لگد زده که نیازی به لگدهای مأموران پلیس نیست. اما لگد پشت لگد است که مأموران، باافتخار جلوی چشم پدر و مادر سیاهبخت ـ و جلوی چشم دوربین ـ بر گرده‌های افیونی‌ها فرود می‌آورند تا اقرار بگیرند که طرف، قاچاقچی است.

در یادداشتهای یک دبیر خبر خبر هم اشاره شده که یک جای فیلم، همه اسناد قاچاقچی بودن جوان، چند اسکناس است که به ۵۰ هزار تومان هم نمی‌رسد؛ و مأمور داد می‌زند که: اگر قاچاقچی نیستی، پس این پولها از کجا آمده!؟ (نمی‌دانم با این پول چقدر تریاک می‌شود خرید!)

زمانی، با گوشهای خودم از فرمانده وقت نیروی انتظامی حاجی‌آباد هرمزگان شنیدم که یک قاچاقچی دانه‌درشت ـ که با ۲۰ کیلو تریاک دستگیر شده ـ چگونه برای نیروی انتظامی خط و نشان می‌کشد. و از همین جناب سرهنگ شنیدم که گنده‌قاچاقچی پس از آنکه تحویل مقامات قضایی می‌شود و با زیرمیزی یا هر چیزی دیگری از چنگال قانون می‌رهد، به اتاق فرمانده نیروی انتظامی می‌آید؛ فقط برای آنکه انگشت شستی نشان دهد و به ریش سرهنگ مملکت بخندند!

اینک دوستان را در معرض چند پرسش قرار می‌دهم:

۱- اخلالگر نظم و امنیت ـ که به‌گفته رهبری باید در برابر اقتدار پلیس قرار گیرد ـ کیست؟ قاچاقچی‌ یا گرفتار افیون‌؟

۲- برخورد مقتدرانه چیست؟ بازداشت و محاکمه و سپس اشد مجازات؛ یا ضرب و شتم پیش از آنکه جرم و حد و مرزش معلوم شود؟

۳- مردمی که طبق سخنان رهبری، نیروی انتظامی باید با عطوفت و رأفت با آنها برخورد کند، چه کسانی‌اند؟ هر کس که از قانون تخطی کرده،  از شمول مردم خارج می‌شود؟

۴- لزوم برخورد روانشناسانه و جامعه‌شناسانه پلیس که رهبری خاطرنشان کرده، اگر مربوط به برخورد با یک معتاد نیست، مربوط به چه کسی است؟

بیم آن می‌رود که پاسخ ندادن به این سؤالها، نیروهای انتظامی را به برداشت دلخواه از سخنان رهبری یا حتی قلب آن وا دارد: برخورد مقتدرانه با افیونی‌ها و بدحجابها؛ و برخورد روانشناسانه و جامعه‌شناسانه با قاچاقچی‌های دانه‌درشت یا حتی عطوفت و رأفت با آنها!