دوشنبه، هشتم آذر 89، ساعت 7 و 10 دقيقه بامداد، اتوبان ارتش تهران.
يک ماه از زماني که رئيس ام.آي.سيکس _دستگاه جاسوسي انگليس_ از روش جديدي براي متوقف کردن برنامههاي هستهاي ايران سخن گفته بود، ميگذشت. جان ساورز گفته بود: دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هستهای ایران کافی نیست؛ باید به فعالیتهای اطلاعاتی و امنيتي رو آورد.
حالا و يک ماه پس از اين سخنان، شهريار دانش هستهاي ايران داخل خودرو و در مسير دانشگاه، آخرينبار نگاهي به پاياننامه مياندازد؛ پاياننامهاي که سه ساعت ديگر مراسم دفاع از آن برگزار نشد! گرچه مانند خيلي روزهاي ديگر غسل شهادت کرده بود، نميدانست مُهر تاييدش بر آخرين پاياننامه را با قطراتي از خونش روي صفحات نيمسوخته خواهد زد. موتورسيکلتسوار که رد شد و بمب را به در خودرو چسباند، محافظ و همسرش متوجه شدند. اما او آنقدر غرق مطالعه بود که تا به خود آمد، کار از کار گذشته بود. رسانههاي خارجي نام اين حادثه را ترور نگذاشتند.
نام دکتر مجيد شهرياري دانشمند بيبديل فناوري هستهاي ايران از ساليان قبل به آژانس بينالمللي انرژي اتمي راه يافته بود؛ مانند نام بسياري از دانشمندان هستهاي ديگر ايران. اما حالا فقط کارشناسان آژانس نبودند که نام او و ديگر دانشمندان اتمي ايران را ميدانستند. آژانس که خبردار شود، فقط خواجهحافظ شيراز است که از اطلاعات سري يک کشور بيخبر ميماند! يک سال پيشتر، ترور دکتر مسعود عليمحمدي هم اين را نشان داده بود.
همزمان با ترور دکتر مجيد شهرياري، دکتر فريدون عباسي دوست و همکار هستهاياش هم ترور شد؛ گرچه او جان به در برد تا راه شهرياري ادامه يابد. ذوقزدگي عاملان اين دو ترور، بلافاصله آنها را لو داد. بخش فارسي سايت وزارت خارجه اسرائيل نوشت: اين، اقدامي غيرجنگي براي ممانعت از پيشرفت اتمي ايران است. گرچه خيلي زود متوجه اين اشتباه شد و آن را برداشت. راديو اسرائيل هم توجيه کرد که منظور، فقط يک حدس و گمان بوده.
مجيد شهرياري اما فقط بزرگترين دانشمند هستهاي ايران نبود. او شاگرد آيتا... جواد آملي در تفسير قرآن بود؛ محرم و صفر، هيئت رفتنش ترک نميشد و در کلاسهاي اخلاق هم ديده ميشد؛ بيآنکه کسي از همدرسهايش بداند اين مرد نحيف چهل و چند ساله در تمام پيشرفتهاي اتمي ايران نشاني دارد.

زماني که ايرانيها خواستند صفحات سوخت هستهاي را خود توليد کنند و دانش آن را نداشتند، اين فقط او بود که جلو آمد و بيآنکه حتي يک ريال دستمزد بگيرد، کار نشدني را شدني کرد. حالا و يک سال پس از شهادت دکتر شهرياري، پيشرفتهترين کارخانه توليد صفحات سوخت هستهاي آماده راهاندازي است؛ کارخانهاي که به نام او نامگذاري خواهد شد.
دکتر شهرياري در آخرين روزهاي عمرش، فوتهاي کوزهگري را در صنعت هستهاي به دستکم بيست شاگرد نابغهاش آموخته بود تا جايش خالي نماند. اين را دکتر صالحي وزير امور خارجه و رئيس قبلي سازمان انرژي اتمي ميگويد که آن روزها از رفتن دکتر شهرياري کمرش خم شد.
شهريار فناوري هستهاي ايران در 45سالگي رفت؛ ولي مسببان ترورش نميدانستند کنکور سراسري سال 90، تعداد بيشتري از داوطلبان کنکور پشت کلاسهاي مهندسي هستهاي صف ميکشند.
پينوشت: اين، متن قسمتي از برنامه اين هفته گزارش هفتگي بود که براي شهيد شهرياري نوشتم. در گزارش هفتگي، اسم آيتمش "چند سال پيش اين روزها"ست.