در کنار رکوردهاي جهاني که عمدتا جوانان ايراني در زمينههاي علمي يا ورزشي بهنام خود و کشورشان ثبت ميکنند، چند سالي است که براي ثبت نام ايران در کتاب رکوردها _ گينس _ تلاشهاي متنوع ديگري هم ميشود؛ مثل ثبت توليد بزرگترين کيک جهان، بزرگترين پيتزاي جهان و همين دو روز پيش بزرگترين ساندويچ جهان!
اين نوع تلاشها که البته عمدتا هنر تهرانيهاست و از برخي سرگرميهاي آنور آبي تقليد ميشود، نمونههاي فراواني دارد. همين ديروز _ يعني درست يک روز پس از توليد بزرگترين ساندويچ جهان در تهران _ مردي در پنسيلوانياي آمريکا هم نام خود را در کتاب رکوردهاي گينس ثبت کرد؛ با خوردن همبرگر شش کيلويي همراه با سه کيلو نان و مخلفات، آن هم ظرف چهار ساعت و 39 دقيقه! "براد شيللو" اکنون _ بهسان شهرداري تهران! _ يک رکورددار جهاني محسوب ميشود! او ميگويد با خوردن همبرگر ششکيلويي نشان داده که ميتواند! مرد آمريکايي پس از اين رکوردشکني، جايزههايي هم گرفت. توليدکنندگان ساندويچ يک و نيم کيلومتري در تهران اما جايزه هم نگرفتند؛ نه از گينس يا سازماني بينالمللي و نه از مردم. گرچه نشان دادند که ميتوانند توليدکننده بزرگترين ساندويچ جهان باشند. شهرداري تهران البته كه با توليد بزرگترين ساندويچ جهان طبعا نتوانسته و نميتواند نشان دهد كه اولين شهرداري جهان در عمل به وظايفش بوده است!
توليدكنندگان بزرگترين ساندويچ جهان از هيچكس جايزه نگرفتند. نهتنها جايزه نگرفتند، که برخي رسانههاي آنور آبي کامشان را هم تلخ کردند. اين، مضمون خبري است که بسياري از رسانههاي جهان _ از روزنامه تايم لندن گرفته تا سايت تلويزيون اي.بي.سي آمريکا و حتي برخي رسانههاي کشورهاي عربي منطقه _ بهنقل از خبرگزاري رويترز آن را منتشر کردند و تيتر زدند: ايرانيها مدرک را خوردند! اين رسانهها بهنقل از رويترز نوشتند و گفتند: ايران و نمايندگان گينس در ثبت بزرگترين ساندويج جهان ناکام ماندند؛ چون مردم هجوم آوردند و قبل از اينکه ساندويج اندازهگيري شود، ظرف چند دقيقه ناپديدش کردند! خبري که با اعتماد بسياري از رسانههاي غربي به رويترز، چهرهاي وحشي از ايرانيها به تصوير کشيد، همينطور بهگونهاي تنظيم شده که گويا نمايندگان گينس به ايران آمده بودند؛ ولي مردم نگذاشتند آنها کارشان را بکنند.
انعکاس خبر در برخي رسانههاي خارجي ديگر، اما نهتنها از هجوم مردم _ فراتر از يک ازدحام قابل انتظار _ حکايت نميکند، بلکه ابعاد ديگر دروغگويي رويترز را هم آشکار ميکند؛ مثل شبکه تلويزيوني الجزيره انگليسي که تصريح كرد نمايندگان گينس حضور نداشتند. حتي تلويزيون بي.بي.سي هم كه با شيطنت، ازدحام طبيعي براي دريافت ساندويچ كنجكاويبرانگيز گوشت شترمرغ را به "مبارزه" تعبير کرد، به اين نتيجه نرسيد كه چيزي بهنام "هجوم مردم" باعث ناکامي در اندازهگيري ساندويچ شده باشد.
گزارش بي.بي.سي البته با اين شوخي جدي مجري شروع شد که "ايرانيها در اقدامي ماجراجويانه، بزرگترين ساندويچ دنيا را بهطول يک و نيم کيلومتر از گوشت شترمرغ تهيه کردند که هيچ ربطي به نيروگاه اتمي، نفت و روابط خارجي آنها نداشت!". ثبت نشدن بزرگترين ساندويچ جهان بهنام ايران _ همانند ثبت آن _ به زندگي مردم ربطي ندارد. بااينحال، برخلاف نظر مجري بي.بي.سي، توليد بزرگترين ساندويچ جهان به برنامههاي اتمي دستکم يک ربط دارد: اينكه آنور آبيها مانند رويترز، براي انعکاس خبر هر دو _ همين كه در ايران باشد _ علاقهمندند دروغ بگويند!
پينوشت: اين نوشتار بههمراه صداهاي مربوط به شبكههاي خارجي، با كمي تفاوت، گزارش امروز من بود كه از خبر ۸ صبح راديو ايران، خبر ۸:۳۰ راديو جوان و برخي بخشهاي خبري ديگر راديو پخش شد. گرچه در گزارشم اسم شهرداري را نياورده بودم، ولي بازهم مطمئن نبودم كه بهخاطر انتقادم به شهرداري، اجازه پخش بگيرد...