لطفا اين يکي جاده را نسازيد! جادهاي که بود و نبودش ميتواند به سرنوشت ديو سپيد پايدربند گره بخورد.
منطقه گوسفندسرا در ارتفاع سه هزار و پنجاه متري جبهه جنوبي دماوند، تابهحال جز کوهنوردان مصمم کسي را به خود نديده است. کسي جز کوهنورد حاضر نيست آنهم با کلي هزينه، عقب ماشيني مثل نيسان بنشيند و نيم ساعت گرد و خاک خوردن و بالا و پايين پريدن را تحمل کند تا برسد به جايي که نه جاذبه عمومي دارد؛ و نه امکانات رفاهي. حالا تصورش را بکنيد روزي که با پرايد هم بشود تا اينجا رفت! آنوقت ارتفاع سه هزار متري بلندترين کوه خاورميانه _ بهجاي خيلي جاهاي ديگر ايران! _ منطقه گردشگري ميشود با همه لوازمش: از هتل و رستوران بگيريد تا... لابد قهوهخانه و بساط چاي و قليان! آنوقت اين هم براي خيليها ميشود يک تفريح و پز جديد که قليان ميوهاي را در ارتفاع سه هزار متري کوه دماوند تجربه کنند!....

اولين بار ميخواهم در وبلاگم رسما تبليغ وبلاگ ديگري بکنم؛ شايد بهخاطر اينکه در اين گيرودار، بهتر باشد بهجاي بحثهاي خشک و خستهکنندهاي که معمولا به دعوا ميانجامد، با زبان طنز صحبت کنيم؛ طنزهايي که با کمي تسامح، همان رويدادهاي امروز است.
شايد اينطوري بشود فهميد که بعضي استدلالها درباره تقلب در انتخابات، چقدر خندهدار است.
روزنامه تقلب سبز را ببينيد. مطالب مختلفش خواندني است. قيامتنامه را هم ـ با وجود طولاني بودنش ـ از دست ندهيد.
آفرين به ذوق صاحبش.