تبليغاتX
     حکایت قلم و دل
نوشته‌ها، دل‌نوشته‌ها و تجریه‌های خبرنگاری من

جمعۀ انتخابات داشت به آخر مي‌رسيد و التهابها نيز.

براي پيگيري لحظه‌به‌لحظه نتيجه انتخابات، شب اداره ماندم. ساعت ۱۰-۱۱ شب بود که بيانيه شگفت‌انگيز ميرحسين روي خط آمد؛ بيانيه پيروزي قبل از شمارش آرا! گفته بود که من پيروز انتخاباتم و مردم آماده برگزاري جشن پيروزي در شب ميلاد حضرت زهرا باشند! همزمان، در مصاحبه‌اي گفته بود: اگر نتيجه انتخابات،‌ چيزي جز پيروزي من باشد، مردم به خيابانها بيايند. سه روز قبل،‌ همين حرف را همسرش زهرا رهنورد هم گفته بود. بوي بدي از يک نگراني به مشام مي‌رسيد. تابه‌حال چنين حکم قاطعي درباره نتيجه انتخابات ـ آنهم از سوي شخص کانديدا ـ سابقه نداشت. در خوشبينانه‌ترين حالت، بايد ـ به‌قول امير سياح ـ اسمش را «سندرم توهم پيروزي قبل از راي‌گيري» گذاشت....


متن کامل
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:43  توسط یاسر قدسی  | 

سريال "سلطان و شبان" را يادتان هست؟

وقتي سلطان از خانه شبان (شيرو) سر در آورد، شباهت ظاهري اين دو آنقدر بود که حتي مادر شبان متوجه ماجرا نشد. ولي چيزي نگذشت که تفاوتهاي زياد رفتاري، مادر شبان را مطمئن کرد که "اي شيرو شيروي مو نيست!"

سالها منتظر ميرحسين بوديم. وقتي آمد، گفتم خدا را شکر؛ راي ما معلوم شد....


متن کامل
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:31  توسط یاسر قدسی  |