اگر دوستانم پيام تبريک نميفرستادند، اصلا يادم نبود که ديروز روز خبرنگار است! اولين پيامي که رسيد، بعد از تبريک صعود به دماوند، گفته بود "روزت مبارک" و من مدتي داشتم فکر ميکردم بهخاطر صعودم به دماوند، روز، روز من شده است!؟
از اين که بگذريم، خبرنگارها آدمهاي مهمياند! ياد صحبت دکتر حسين شهيدي (مدير سابق آموزش بي.بي.سي و استاد فعلي ارتباطات در دانشگاه آمريکايي بيروت) درباره اهميت خبرنگارها ميافتم. دکتر حسين شهيدي عزيز ـ که بهسان پدر دوستداشتنياش زندهياد دکتر سيدجعفر شهيدي، علم و اخلاق را باهم دارد ــ دو سال پيش خيلي بيتکلف بهدعوتم براي برگزاري کلاس آموزشي در خبر راديو پاسخ گفت و طي دو سه جلسه که وقت زيادي ازش گرفت، به ما نکتهها آموخت. ابتداي يکي از اين جلسات، در مقدمهاي به بيان اهميت خبرنگارها پرداخت؛ و البته برخلاف انتظار، برجکمان را زد!....
ديروز مبعث بود؛ روز تولد اسلام
با تاخير و عذرخواهي از محضر حضرت دوست، ياد يه چيزايي افتادم از سفر افغانستانم در پاييز ۸۵ که بد نيست بهمناسبت سالروز تولد اسلام بگم.
اون روزا ديدن وضع فلاکتبار مردم افغانستان و شرايط سختي که بر اين مردم مظلوم تحميل شده، خيلي تکوندهنده بود. مردمي که در قرن بيست و يکم ـ و در همسايگي ما ـ هنوز از داشتن اولين امکانات بيبهرهان: آب آشاميدني سالم ندارن (سالم که چه عرض کنم، آب ناودون سالمترين آبشون بود!)، برق يا ندارن يا فقط چند ساعت در روز، خونههاشون رو ـ در بيشتر مناطق ـ با سوزوندن هيزم و خار گرم ميکنن و ... . اوضاع اقتصادي و فقر و بيکاري و مسائلي مثل فقر فرهنگيشون از نداشتن امکانات آزاردهندهتر بود....
هزار استاد بسيجي سه روز بهاتفاق خانوادههايشان در مشهد همانديشي داشتند براي آنچه که "جهاد علمي" و "نظريهپردازي انقلاب" و "نهضت نرمافزاري" و "بومي کردن علوم" و "اصلاح امور کشور"ش ميخواندند. ده سال از تاسيس بسيج اساتيد ميگذرد. در دهمين همانديشي اعلام شد امروزه حدود هشت هزار استاد دانشگاه در کشور کارت بسيج دارند (بخوانيد بسيجياند) و حدود چهار هزار نفر ديگر هم در نوبت بسيجي شدن قرار دارند! آقاي احمدينژاد هم ـ اينگونه که از سخنانش در اختتاميه همايش برميآمد ـ جزو مؤسسين بسيج اساتيد بوده و علت حضور هرسالهاش در اين همانديشي ظاهرا همين است....