این روزها که سرما قدری مردم ایران را قلقلک میدهد، ناخودآگاه یاد خاطرات پارسال افغانستان میافتم. افغانستان در آن روزهای آذر ۸۵ سردتر از این روزهای تهران و مشهد و خیلی دیگر از شهرهای ایران نبود؛ ولی بیشتر لمسش میکردیم؛ چون گازکشی نبود و گازوئیل هم لیتری ۵۰۰ تومان به بالا بود.
یادش بخیر مسافرخانهای که یک شب در کابل خوابیدیم. سرما عمق استخوانمان را میسوزاند. هوای کابل سردتر از این روزهای تهران نبود. ولی....
*یکی از ویژگیهای حج که جنابعالی هم به آن اشاره کردید، تفاوتهای زیادی است که بین مسلمانان وجود دارد. در ارتباط بین مسلمانان کشورها، چگونه باید با این تفاوتها کنار آمد؟
من فکر میکنم که در نگاهمان به حج، نباید دچار اشتباه شویم. ما نباید اصراری داشته باشیم که تفاوت خودمان را با بقیه مسلمانان نمایش بدهیم. در حج، ما باید خود را جزئی از یک میلیارد و 260 میلیون مسلمان جهان بدانیم و از هر کاری که ما را از بقیه مسلمانان متمایز کند، بپرهیزیم. باید متوجه باشیم که نگاه مسلمانان دیگر نسبت به ما، چگونه است؟ باید کاری بکنیم که بیشتر، یکسانی و اشتراکاتمان را با بقیه مسلمانان به نمایش بگذاریم، نه اختلافها را. در سخنرانیها و کلاسهای آموزشی حج، باید تمرکز بر مسائلی باشد که به وحدت بیشتر با بقیه مسلمانان بینجامد؛ نه مسائلی که زمینهساز تفرقه بین ما و دیگران شود. هرچند من فکر میکنم عمر تفرقه بین مذاهب، چندان به طول نخواهد انجامید و با به وجود آمدن فضای آینده ارتباطات ( مثلاً دریافت برنامه های هر یک از فرستنده های تلویزیونی ادیان و مذاهب دیگر بدون نیاز به دیش) پیروان مذاهب بتوانند براحتی نظر پیروان مذاهب دیگر را درباره خود بدانند. آنگاه تفرقهها قطعاً کمرنگ خواهد شد. الان، وضع به گونهای است که ایرانیها معمولاً پس از بازگشت، اقلیت بودن در بین مسلمانان جهان را احساساس میکنند؛ ولی کسانی که به زبان عربی و حتی انگلیسی آشنا هستند، بعد از گفتگو با مسلمانان دیگر، بیشتر متوجه مشترکات میشوند و کمتر، احساس میکنند که در اقلیتاند....